نام کامل : ابلیس رحمتی
سن : 24 (متولد ۱۳۶۶)
شروع رپ ( آماتور ) : ۱۳۷۸
شروع رپ ( حرفه ای ) : ۱۳۸۱
رشته تحصیلی : مهندسی ارتباطات (مخابرات)
ستارت کار حسین با گروه ۰۵۱ و آهنگ تو زنده میمونی بود ( البته غیر از آهنگهایی که با کنبین خونده بود) این اهنگ در مورد توپاک و مرگ توپاک بود و تو این آهنگ به نوعی از پدر رپ جهان تجلیل شد. در مورد اعضای گروه ۰۵۱ هم که با خود حسین شروع شد و اعضای اولیه گروه کنبین , رضا , مستر کیلر و مبهم بودند که بعد از مدت کمی اعضای اون خیلی گسترده تر شد که در ادامه بهشون اشاره میکنم.
دومین آهنگ این گروه کل کل نکن بود که اولین دیس تراک رپ فارسی بود که بعد از این آهنگ, آهنگهایی با سبک کل کل و دیس خیلی بیشتر شد. بعد از این کارها نوبت به آهنگ س/ی/ا/س/ی/ه ۱۸ تیر رسید که هنوزم که هنوزه جزو یکی از بهترین کارهای س/ی/ا/س/ی هست زمانی هم که این آهنگ روی نت قرار گرفته بود, اکثر سایتها و وبلاگهای رپ فارسی از شجاعت حسین برای خوندن چنین آهنگی تقدیر و البته تعجب کرده بودند. حسین در گروه ۰۵۱ آهنگهای نسبتا زیادی رو بیرون داد و روز به روز هم به اعضای این گروه اضافه میشد ( سیامک, حسین تهی, آرمین تو ای اف ام, شاهین فلاکتو... ) آهنگهای این گروه هم اول روی سایت ۰۵۱ قرار میگرفت و بقیه سایتها و وبلاگها هم پخش میکردند. گروه ۰۵۱ حدود ۴ سال پا بر جا موند و به یکباره به شکل خیلی غیرعادی از هم پاشیده شد !!!
بعد از پاشیدن گروه ۰۵۱ همکاری حسین با سایر رپرها بیشتر شد که از جمله از اونها میشه به حسین تهی, افشین یارتو, رضا پیشرو, سروش هیچکس, امیر تتلو و شاهین فلاکت اشاره کرد. حدود ۱ سال و نیم هم حسین با همین خواننده ها به صورت پراکنده کار میکرد و آهنگهاشون هم به صورت تک آهنگ روی نت قرار میگرفت. بعد از یه مدت حسین رابطش با حسین تهی, تتلو و هیچکس کمی شکرآب شد
( که البته الان مدت زیادی از این قضیه میگذره ) و تو این مدت بیشتر با مهدی اسلیم ( مهدار ) همکاری داشت که اوج کارشون هم تو آهنگ سرعت عمل بود. بعد از حدود ۱ سال غیبت حسین در پرشین رپ ( به دلایل مسائل تحصیل در ارمنستان و دست تنها بودن و مسائلی از همین قبیل ) حسین ۲ آهنگ به نامهای ابتکار ما و انفجار ۰۵۱ رو بیرون داد. که آهنگ انفجار ۰۵۱ ( که فقط کروس کار رو حسین کار کرده ) برای زمان کوتاهی بود که حسین در تعطیلات عید به ایران آمده بود و آهنگ همون زمان رکورد شده بود. در مورد آهنگ ابتکار ما هم این آهنگ از مدتی قبل آماده بود و موضوع آهنگ هم بر میگرده به همون اختلافات حسین با همون ۲ , ۳ رپری که اشاره کردم.
البته بعد از این آهنگها هم ۲ آهنگ به نامهای اجتماع ما ( که اصلا قرار نبود این آهنگ پخش بشه ) و هنوزم یادم هست از حسین پخش شد که این آهنگها به هیچ وجه با رضایت حسین پخش نشده بودند !
در سال89 نیز 1کار با موژان بست که خیلی زیبا بود و کلیپ این اهنگ شاخ ترین کلیپ رپ شد.بعد اومد با صادق خوند که خیلی خوب در اوم و سبک جدیدی از رپ رو به مخاطب ها معرفی کرد
آهنگهای ابلیس عبارت اند از :
انفجار 051
سرعت عمل _ Eblis Ft Slim
ابتکار ما
دست به دست _ Eblis Ft Slim
مستر _ Eblis Ft Slim
ضلعهای زندگی _ Omid Lakers Ft Eblis
رپ فارس 4 پایست _ Eblis Ft Felakat
عروسک بی چشم و رو _ Eblis Ft Tataloo
تو مستی _ Hichkas Ft Eblis Ft Enzo
نرو _ Roozbe Ft Eblis Ft Tohi
1001 شب _ Tataloo Ft Tohi Ft Eblis Ft Enzo
واقعیت _ Pishro Ft Eblis Ft Ali King Ft Tataloo
دیروز تا امروز _ Pishro Ft Eblis Ft Tighe Ft Tataloo
توبه _ Pishro Ft Eblis
رقص اندام 2 _ Tohi Ft Eblis
5 شنبه شب
اصل مطلب
ابلیس برگشت
غرق شده _ Eblis Ft Dj Amir
ایران _ Eblis Ft 2afm Ft Tohi
رفقا _ Eblis Ft Mr Killer
تو برای من زنده میمونی _ Eblis Ft Reza Ft karkas
عشق من _ Eblis Ft Reza
استیل رپ _ Eblis Ft Nergal
فاز هشت _ Eblis Ft Mobham
رسم بازی زندگی _ Eblis Ft Mr Killer
گفتم به تو _ Eblis Ft Siamak
فساد _ Eblis Ft Tohi
Eblis Ft Siamak _ You Dont Waa **** With Me Son
Eblis Ft Tohi Ft Yar2 _ Daffing
کتری رو گاز
عمر من از دست رفتست _ Eblis Ft Felakat
ماییم بکس خلاف
گلوله _ Eblis Ft Tohi Ft 2afm
جوون ایرانی
خلیج فارس
پارتی
تاریخ 051
زنده میمونی
راه سیاه
که در ۸۰ درصد این آهنگها گروه ۰۵۱ هم هست.
البته آهنگ اجتماع ما هم به زودی میاد اما فعلا یه نسخش هست که با موبایل ضبط شده .
…
برچسب: رپر, نویسنده: مجتبی تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1391 ساعت: 13:12
ناصر عبداللهی
ناصر عبداللهی در دهمین روز دی ماه سال ۱۳۴۹ در محله سید کامل شهر بندرعباس زاده شد. پدرش عبدالرحمن عبداللهی کارگر بازنشسته بود و مادرش مهرنگاربندری نیایی خانه دار است. از ۱۳ سالگی به موسیقی علاقمند شد. فعالیت های هنری خود را از سال های نوجوانی در صدا و سیما و حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی استان هرمزگان آغاز کرد.
وی کار حرفه ای را به طور جدی از سال ۱۳۷۴ خورشیدی آغاز کرد. در سال ۱۳۷۵ همراه با همسرش به تهران آمد. محمدعلی بهمنی شاعر هرمزگانی و دوست نزدیکش، وی را به انتشارات دارینوش معرفی کرد. پس از آن آلبوم های ناصر را این انتشارات ضبط و منتشر کرد.
ناصرعبداللهی در سوم آذرماه ۱۳۸۵ در بندرعباس به دلایل نامشخصی بی هوش شد و به کما رفت. او پس از گذراندن ۲۷ روز در کما سر انجام در بیمارستان هاشمی نژاد تهران در روز ۲۹ آذر ۱۳۸۵ و در سن ۳۶ سالگی درگذشت.
مراسم تشییع ناصر عبدالهی در بندرعباس
وضعیت خانوادگی
او چهاربرادر و یک خواهر دارد. ناصر در هیجده سالگی با فهیمه غفوری اهل بندرعباس که سه سال از خودش بزرگتر است ازدواج کرد و حاصل آن سه فرزند (دو پسر و یک دختر) به نامهای نوید, نازنین و نامی است . نینا فرزند چهارم ناصر حاصل ازدواج او با فاطمه فهیمی است.
بررسی آثار
عبداللهی در ترانه های خود از کسی تقلید نمی کرد و صدایی منحصر به فرد داشت . بیشتر اشعار ترانه های او از سروده های محمدعلی بهمنی بود. در کار موسیقی به گفته خود وی تحت تأثیر سبک موسیقی ابراهیم منصفی بود. طوری که در سال های آغازین کار هنری ترانه های منصفی را بازخوانی می کرد.
ناصریا
پس از ارائه ترانه ناصریا منتقدان عبداللهی گفتند که این کاری اسپانیولی است و از ملودی های جیپسی کینگ برگرفته شده است، اما وی معتقد بود که چنین نیست، و این کار ریتم عربی دارد، ریتمی که بارها با سازهای دیگری نظیر عود، دهل، و دف نواخته شده بود. اما تاکنون هرگز با گیتار نواخته نشده بود، اما عبداللهی این کار را انجام داد.
ملودی ترانهٔ ناصریا سال ۱۳۷۶ ساخته شد. شعر این آهنگ به گویش بندری است و به گفته عبداللهی هدف از ساخت آن اعتراض ضد ظلم در جهان و نیز همدردی با ستمدیدگان جهان بوده است . بر اساس متن شعر ناصریا اگر کسی قصد یاری مظلومی را داشته باشد پس از تحمل سختی بسیار و دشواری های این راه در پایان پیروز خواهد شد.
آلبوم ها
بوی شرجی هوای حوا عشق است (همراه با پرویز پرستویی و محمدعلی بهمنی) دوستت دارم ماندگار عیدانه مه گنوغم
تولد
وی در ۲۹ آذر ۱۳۸۵ در بیمارستان هاشمی نژاد تهران درگذشت و در زادگاهش، بندرعباس به خاک سپرده شد. دلیل مرگ وی هرگز اعلام نشد و همچنان در ابهام است. مجری مراسم در مراسم سومین سالروز ناصریا ادعا کرد ناصر عبداللهی به قتل رسیده بود.
برچسب: پاپ, نویسنده: مجتبی تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1391 ساعت: 13:08
برچسب: خواننده, نویسنده: مجتبی تاريخ: چهارشنبه 21 تير 1391 ساعت: 17:23
برچسب: گروه رپ فارس, نویسنده: مجتبی تاريخ: سه شنبه 20 تير 1391 ساعت: 21:39
برچسب: رپر و کار با گیتار, نویسنده: مجتبی تاريخ: سه شنبه 20 تير 1391 ساعت: 21:27
برچسب: رپر, نویسنده: مجتبی تاريخ: سه شنبه 20 تير 1391 ساعت: 20:49
برچسب: خواننده ی ایرانی, نویسنده: مجتبی تاريخ: سه شنبه 20 تير 1391 ساعت: 2:17
فامیلی ایشون یافته است نه حیدری خونشم کرجه نه زعفرانیه برادرم نداره
ساسان یافته ملقب به ساسی مانکن.ساسی مانکن در ۱۲ آبان ۱۳۶۶ در اهواز متولد شدند و هم اکنون در کرج زندگی میکنند. تحصیلات وی دانشجوی رشته مهندسی میکانیک. ساسی از ۱۷ سالگی شروع به خوندن رپ کرد و کار رپ حرفه ای رو از ۱۵ سال پیش در پی گرفت. در اظهارات خود نوشتند که عاشق خوندن هستن. اکثر موزیک هایی که از ساسان پخش شده بیشتر موزیک سازی و تکست نویسی خوده ایشون بوده که خوشبختانه از طرفدارهای بسیار زیادی برخوردار شده. ساسان یافته فقط یه خواهر داره که با خودش میشه ۲ فرزند. طرفدار پر و پا قرص استقلال و رنگ آبی هست. هدف ساسی مانکن از خوندن رپ های ۶/۸ شاد کردن مردم حتی برای چند دقیقه. داستان ساسی مانکن و حسین مخته به زبان ساسان یافته : من (ساسی) و حسین از دوستان قدیمی هستیم که در یه مدرسه و کلاس درس خوندیم. ما با هم دیگه رپ رو شروع کردیم و با هم دیگه هم معروف شدیم. تا اینکه به ویدئو آهنگ گوشواره رسیدیم. حسین معتقد بود باید توی این ویدئو اشکان حضور داشته باشه و من با دلیل و منطق میگفتم اون صدایی که باید واسه این موزیک داشته باشه رو اقای اشکان ندارند. البته اشکان از اقوام خود حسین هستش. قرار شد که ما صبر کنیم تا سر فرصت این داستان رو حل کنیم که متاسفانه خبری شنیدم که حسین و اشکان اسم این موزیک رو تغییر دادن. اونها رفتن اهنگ رو خوندند و ما هم خوندیم ما با نام گوشواره اونها با نام جیگر طلا. سر این موضوع بین ما به هم خورد. [به روایتی از یک دوست عزیز]
برچسب: رپر ایران, نویسنده: مجتبی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1391 ساعت: 13:54

|
|
نام اصلی: لعیا
نام خانوادگی اصلی: زنگنه
سمت (در بخش های): بازیگران،
......................................
تاریخ تولد: 1344
محل تولد: تهران
ملیت: ایران
.....................................
مدرک تحصیلی: لیسانس تاتر
بیوگرافی
فارغ التحصیل تاتر از دانشگاه هنر.
یک دوره کلاس نقاشی را گذرانده است.
شروع فعالیت در تاتر در سال 1370.
شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم راز مینا (عباس رافعی) در سال 1375.
در دوران دانشجویی در چند نمایش از جمله پارانویا، یادگار، خال خالی (عروسکی) و نیز در فیلم کوتاه دانشجویی در کنج تنهایی بازی کرد.
نخستین کار حرفه ای اش در تئاتر، بازی در نمایش یادگار سال های شن (علی رفیعی، 1371) بود.
بازی زیبای او در مجموعه تلویزیونی در پناه تو (حمید لبخنده، 1373) هنوز در یادها مانده است.
بازی کوتاه او در فیلم مزاحم (سیروس الوند) شاید بهترین نقش آفرینی او در سینما تا به امروز باشد.
بخشی از فیلم شناسی:
1385 رئیس ( مسعود کیمیایی ) [بازیگر]
1381 تب ( رضا کریمی ) [بازیگر]
1380 مزاحم ( سیروس الوند ) [بازیگر]
1379 رنگ شب ( محمدعلی سجادی ) [بازیگر]
1379 شیفته ( محمدعلی سجادی ) [بازیگر]
1378 تکیه بر باد ( داریوش فرهنگ ) [بازیگر]
1375 راز مینا ( عباس رافعی ) [بازیگر]
بیشترین همکاری های لعیا زنگنه با:
>> امین حیایی (بازیگران،موسیقی،) (در 3 فیلم ) ==>
>> عباس شوقی (بازیگران،جلوه های ویژه،موسیقی،) (در 3 فیلم ) ==>
>> حسین ملکی (بازیگران،عکس،فیلمبرداری،) (در 2 فیلم ) ==>
>> جهانگیر میرشکاری (بازیگران،صدا،) (در 2 فیلم ) ==>
>> علی اصغر طبسی (بازیگران،تهیه و تولید،) (در 2 فیلم ) ==>
>> کارن همایونفر (بازیگران،موسیقی،) (در 2 فیلم ) ==>
>> داریوش باباییان (بازیگران،تهیه و تولید،صحنه و لباس،) (در 2 فیلم ) ==>
>> داریوش ارجمند (بازیگران،صحنه و لباس،) (در 2 فیلم ) ==>
>> فرهاد ارجمندی (صدا،) (در 2 فیلم ) ==>
>> عبدالله اسکندری (تهیه و تولید،فیلمنامه،چهره پردازی،) (در 2 فیلم ) ==>
>> داود رسولیان (بازیگران،تهیه و تولید،جلوه های ویژه، (در 2 فیلم ) ==>
>> عاطفه رضوی (بازیگران،چهره پردازی،) (در 2 فیلم ) ==>
>> محمدعلی سجادی (تدوین،تهیه و تولید،صحنه و لباس،عنوان بندی،فیلمنامه،کارگردانی،) (در 2 فیلم ) ==>
>> شاهرخ سخایی (بازیگران،عکس،) (در 2 فیلم ) ==>
>> خسرو شکیبایی (بازیگران،فیلمنامه،موسیقی،) (در 2 فیلم ) ==>
>> فریبرز عرب نیا (بازیگران،فیلمنامه،) (در 2 فیلم ) ==>
برچسب: بازیگر ایرانی زن, نویسنده: مجتبی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1391 ساعت: 14:06

|
|
نام اصلی: شهره
نام خانوادگی اصلی: سلطانی
سمت (در بخش های): بازیگران،
......................................
تاریخ تولد: 1348
محل تولد: بجنورد
ملیت: ایران
......................................
مدرک تحصیلی: لیسانس موسیقی
بیوگرافی
فارغ التحصیل موسیقی از دانشگاه آزاد.
شروع فعالیت در تاتر با نمایش گلدونه خانوم در سال 1366.
شروع فعالیت در تلویزیون در سال 1369.
شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم سه مرد عامی (سیامک شایقی) در سال 1372.
با مجموعه ماندگار روزی روزگاری (امرالله احمدجو) به شهرت رسید. و در چند مجموعه، موفق ظاهر شد و به عنوان یک بازیگر توانای تلویزیونی به محبوبیت رسید. اما در سنیما به هیچ وجه موفق نبود. حتی در فیلم قرمز (فریدون جیرانی).
اما بازی زیبای او در یک قسمت از مجموعه خانه سبز (بیژن بیرنگ، مسعود رسام) و همچنین در یک قسمت از مجموعه همسایه ها (محمدحسین لطیفی) از او چهره ای محبوب ساخت.
برنده جایزه بهترین نمایش نامه نویس از پانزدهمین جشنواره تاتر فجر برای بازی در نمایش شعبده و طلسم.
بخشی از فیلم شناسی:
1382 این زن حرف نمی زند ( احمد امینی ) [بازیگر]
1377 قرمز ( فریدون جیرانی ) [بازیگر]
1374 توطئه ( علی قوی تن ) [بازیگر]
1372 عبور از تله ( غلامرضا رمضانی ) [بازیگر]
بیشترین همکاری های شهره سلطانی با
>> کتایون ریاحی (بازیگران،) (در 1 فیلم ) ==>
>> محمدرضا فروتن (بازیگران،) (در 1 فیلم ) ==>
>> لاله اسکندری (بازیگران،) (در 1 فیلم ) ==>
>> کمند امیرسلیمانی (بازیگران،) (در 1 فیلم ) ==>
>> امین تارخ (بازیگران،) (در 1 فیلم ) ==>
>> هدیه تهرانی (بازیگران،) (در 1 فیلم ) ==>
>> شهاب حسینی (بازیگران،) (در 1 فیلم ) ==>
>> ماندانا اصلانی (بازیگران،) (در 1 فیلم ) ==>
>> پری امیرحمزه (بازیگران،) (در 1 فیلم ) ==>
>> ابراهیم آبادی (بازیگران،) (در 1 فیلم ) ==>
>> اصغر آبگون (صدا،) (در 1 فیلم ) ==>
>> پرویز آبنار (صدا،) (در 1 فیلم ) ==>
>> احمد آقالو (بازیگران،دوبله،) (در 1 فیلم ) ==>
>> آرش اختری راد (عکس،) (در 1 فیلم ) ==>
>> فرهاد ارجمندی (صدا،) (در 1 فیلم ) ==>
>> بهمن اردلان (صدا،) (در 1 فیلم ) ==>
>> رضا اردلان (تدوین،صدا،موسیقی،) (در 1 فیلم ) ==>
>> حبیب اسماعیلی (بازیگران،تهیه و تولید،) (در 1 فیلم ) ==>
>> روح الله امامی (تدوین،عنوان بندی،) (در 1 فیلم ) ==>
>> نوشابه امیری (دوبله،فیلمنامه،) (در 1 فیلم ) ==>
>> احمد امینی (تدوین،صحنه و لباس،فیلمنامه،کارگردانی،) (در 1 فیلم ) ==>
>> بهرام بدخشانی (فیلمبرداری،) (در 1 فیلم ) ==>
>> بابک برزویه (بازیگران،عکس،) (در 1 فیلم ) ==>
>> علی اکبر بهادری (بازیگران،چهره پردازی،) (در 1 فیلم ) ==>
>> مسعود بهنام (صدا،) (در 1 فیلم ) ==>
>> بابک بیات (موسیقی،) (در 1 فیلم ) ==>
>> حسن پویا (تهیه و تولید،فیلمبرداری،فیلمنامه،موسیقی،) (در 1 فیلم ) ==>
>> سعید پیردوست (بازیگران،کارگردانی،موسیقی،) (در 1 فیلم ) ==>
>> سیامک تقی پور (صحنه و لباس،فیلمنامه،کارگردانی،) (در 1 فیلم ) ==>
>> فرهاد جم (بازیگران،) (در 1 فیلم ) ==>
برچسب: بازیگر ایرانی زن, نویسنده: مجتبی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1391 ساعت: 14:08

|
|
نام اصلی: الهام
نام خانوادگی اصلی: پاوه نژاد
سمت (در بخش های): بازیگران،
......................................
تاریخ تولد: 1350
محل تولد: تهران
ملیت: ایران
......................................
مدرک تحصیلی: فوق دیپلم بازیگری و کارگردانی
بیوگرافی
با نمایش بازیگری را تجربه کرد و با بازی در مجموعه همسران به شهرت رسید. اما در مجموعه تلویزیونی مدرسه مادربزرگها توانایی های خود را بروز داد.
بخشی از فیلم شناسی:
1383 دیشب باباتو دیدم آیدا ( رسول صدرعاملی ) [بازیگر]
بیشترین همکاری های الهام پاوه نژاد با:
>> هانیه توسلی (بازیگران،کارگردانی،) (در 1 فیلم ) ==>
>> امیر اثباتی (جلوه های ویژه،صحنه و لباس،عنوان بندی،کارگردانی،) (در 1 فیلم ) ==>
>> بهرام بدخشانی (فیلمبرداری،) (در 1 فیلم ) ==>
>> کامبوزیا پرتوی (فیلمنامه،کارگردانی،) (در 1 فیلم ) ==>
>> پارمیس زند (چهره پردازی،) (در 1 فیلم ) ==>
>> علی سرتیپی (بازیگران،تهیه و تولید،کارگردانی،) (در 1 فیلم ) ==>
>> معصومه شاه نظری (تدوین،) (در 1 فیلم ) ==>
>> مرجان شیرمحمدی (بازیگران،فیلمنامه،) (در 1 فیلم ) ==>
>> رسول صدرعاملی (تهیه و تولید،فیلمنامه،کارگردانی،) (در 1 فیلم ) ==>
>> خاطره اسدی (بازیگران،) (در 1 فیلم ) ==>
>> مقداد شمس الواعظین (عکس،) (در 1 فیلم ) ==>
>> فریبرز لاچینی (موسیقی،) (در 1 فیلم ) ==>
>> محمد مختاری (بازیگران،صدا،) (در 1 فیلم ) ==>
>> محمود موسوی نژاد (صدا،) (در 1 فیلم ) ==>
>> شاهرخ فروتنیان (بازیگران،صحنه و لباس،) (در 1 فیلم ) ==>
>> سوفی کیانی (بازیگران،) (در 1 فیلم ) ==>
>> شراره دولت آبادی (بازیگران،) (در 1 فیلم ) ==>
برچسب: بازیگر ایرانی زن, نویسنده: مجتبی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1391 ساعت: 17:04

|
|
نام اصلی: زیبا
نام خانوادگی اصلی: بروفه
سمت (در بخش های): بازیگران،
......................................
تاریخ تولد: 1354
محل تولد: تهران
ملیت: ایران
......................................
مدرک تحصیلی: فارغ التحصیل حقوق قضایی
روابط خانوادگی با دیگر هنرمندان
>> پیام صابری (شوهر)
بیوگرافی
فارغ التحصیل حقوق قضایی از دانشگاه آزاد اسلامی در سال ١٣٧٨.
شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم شب روباه (همایون اسعدیان) در سال ١٣٧٥.
با سریال خانه شلوغ (علی شوقیان، 1373) بازیگری را آغاز کرد.
در تلویزیون با مجموعه زیر گنبد کبود (بهمن زرین پور) و سپس با مجموعه دلبندم (رضا عطاران) شناخته شد. اما شاید بهترین نقش آفرینی وی در فیلم پر پرواز (خسرو معصومی) باشد. بازی او در این فیلم شاید یکی از نقاط قوت معدود فیلم باشد که زیبا بروفه به بهترین شکل ممکن از پس آن برآمده است.
اگر زیبا بروفه دست به انتخاب درست بزند شاید در سینما بتواند بسیار موفق تر از تلویزیون باشد
بخشی از فیلم شناسی:
1381 دوشیزه ( محمد درمنش ) [بازیگر]
1380 بی همتا ( جهانگیر جهانگیری ) [بازیگر]
1380 مانی و ندا ( پرویز صبری ) [بازیگر]
1379 پر پرواز ( خسرو معصومی ) [بازیگر]
1375 شب روباه ( همایون اسعدیان ) [بازیگر]
بیشترین همکاری های زیبا بروفه با:
>> عباس شوقی
(بازیگران،جلوه های ویژه،موسیقی،)
(در 2 فیلم ) ==> [ لیست فیلم های مشترک ]
برچسب: بازیگر ایرانی زن, نویسنده: مجتبی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1391 ساعت: 17:12

|
|
نام: مسعود کیمیایی
تاریخ تولد: 1322
همسر سابق مرحوم گیتی پاشایی (آهنگساز و خواننده)
همسر فائقه آتشین ( گوگوش )
متولد 1322در تهران. دیپلم.
--------------------------------------------------------------------------------
بیوگرافی فیلمها :
با دستیاری ساموئل خاچیکیان در فیلم خداحافظ رفیق به سینما آمد. و با ساخت دومین فیلم بلندش (قیصر) موج جدیدی را در سینمای ایران پایه گذاری کرد که این نوع سینما تا سال 1357 ادامه پیدا کرد. فیلمهای زیادی از روی قیصر ساخته شد و بازیگران بسیاری با فیلمهای کیمیایی مطرح شدند: بهروز وثوقی، بهمن مفید، جمشید هاشم پور، گلچهره سجادیه، فریماه فرجامی، فرامرز صدیقی، احمد نجفی، شاهد احمدلو، فریبرز عرب نیا، هدیه تهرانی، محمدرضا فروتن، میترا حجار و ...
بیگانه بیا (1347)
قیصر (1348)
رضا موتوری (1349)
داش آکل (1350)
بلوچ (1351)
خاک (1352)
گوزن ها (1354)
پسر شرقی (کوتاه، 1354)
غزل (1355)
اسب (کوتاه، 1355)
سفر سنگ (1356)
خط قرمز (1361)
تیغ و ابریشم (1364)
سرب (1367)
دندان مار (1368)
گروهبان(1369)
ردپای گرگ (71-1370)
تجارت (1373)
ضیافت (1374)
سلطان (1375)
مرسدس (1376)
فریاد ( 1377 )
اعتراض (1378)
حکم
رئیس
مسعود کیمایی و حکم اش
حامد صفایی، سهیلا مهدوی، ژینوس تقی زاده
دی ماه ۱۳۸۴
«چه خوبه آدم یه سینما تو خونش داشته باشه»
چه خوبه که هر بار که فیلمی از {کیمیایی} میبینی یه عالمه جمله و دیالوگ توذهنت میمونه که باهاشون حال میکنی، زیر لب تکرار میکنی و ازشون چیز یاد میگیری، و یه چیزایی رو بهتر میفهمی و دوسشون داری. ایندفعه ولی یکبار برای همیشه شاید تو کلّت فرو کنه که اینی که هی میگی شعار میده کیمیایی و حرف تکراری میزنه «اسمش این نیست» و تو خرفهم میشی و خلاص. که اگه شعار میده و حرفای تکراری میزنه چرا بغض میکنی و شب از سینما تا خونه پیاده میری و سیگار می کشی؟ چرا به روی خودت نمیاری که این همه لحظه های سینمایی که هی تو همه فیلماش هست و هردفعه یه جورایی یه حرفای دیگه ای هی از پَسشون بیرون میزنه رو دوست داری، این جوری مُردنا و عشقا و زخماشو، آهنگاشو آوازاشو. جمعیت پابه سن گذاشته منتقد ِ ساکن *کوچه سام* (محل دفتر مجله فیلم)، جوونهای دوره دندانِ مار و قیصر و داش آکل، که حالا حکم رو دوست ندارن، حق دارن. اوونایی که دیگه منتظر نیستن تا کیمیایی یه روز شاهکار ِ دیگه ای بعد از قیصر بسازه و دیگه قیدش رو زدند، چه بهتر که دست از سر سینماش برداشتند. اوونهایی که شخصیتهای قصه هاشون رو از رو شمایل تمام ِ مردای ِ کیمیایی سرهم کردند بازهم از این فیلمش یه چیزایی به دندونشون میاد، مگه بده. حکم نه جایزه میگیره نه به جشنواره خارجی میره، که همینش خوبه. آدمهاش نه خیلی دورن که نشناسیشون نه خیلی نزدیک که براشون گریه کنی و آدامس بجوی. میگی اعتراض سیاست زده است و حرفای شاعرانه به سربازهای جمعه نمیچسبه، میگی فریاد یه فیلم ِ پرازایراد و ساختار ضیافت یکدست نیست، میگی مسعود کیمیایی دیگه حرفی برای گفتن نداره و داره دور خودش چرخ باطل میزنه، میگی تو فیلمهاش پر ِ از اتفاقات اضافه و بی مورد، میگم سینمای خالی و سیاست نزده باشه واسه هزیون های عرفانی ِ فیلم اوّلیا و موج ِ نویی آ، میگم همون بهتر که کیمیایی شعراشو جدا چاپ کنه که با فیلماش قاطی نشه که سرجمع از هیچکدوم چیزی نفهمی، میگم به نظر من خط خطی ها جزوی از نوشته هان، میگم یک دستی و روونی باشه برای فیلمهای خوش ساخت ورژن دی وی دی ما هیچکودوممون آدمهای یکدست و روونی نیستیم (اینو من نمیگم). آخرش سیگارم رو تو نیم خورده قهوه خاموش میکنم، میگم: چه خوبه آدم یه چیزی مثل سینما تودلش داشته باشه... همین.
به سخره گرفتن تماشاگر
این روزها حرف و حدیث در مورد آخرین کار کارگردان فیلم قیصر زیاد است. بعضی از منتقدین حکم را بازگشت کیمیایی به خویشتن ِ خویش شمرده اند. با این فکر که با نگرش تازه ای از این پیر سینمای ایران روبرو خواهم شد، به تماشای فیلم حکم در *سینما فلسطین* نشستم. اما از همان ابتدا این حس به من دست داد که حکم مرا، تماشاگرش را، به سخره گرفته است. سه نقابدار به خانه مرد متمولی حمله می کنند، نه فقط برای دزدی بلکه برای تصفیه حساب. *فروزنده* (با بازی لیلا حاتمی) کینه ای را در سینه دارد. او زمانی توسط رئیس اش، که همان مرد صاحب خانه است، اغوا شده و اکنون برای انتقام به خانه او آمده. این اولین برخورد ما با یکی از شخصیت های اصلی فیلم، زنی با روحیه جسور، است. دو بزهکار دیگر (بهرام رادان و پولاد کیمیایی) نیز هم دانشگاهی های فروزنده بودند و در گوشه هایی از فیلم به رابطه پاک دانشجویی آنها اشاره می شود.
در این شهر هر روز با فجایای هولناک اجتماعی روبرو می شویم که تنمان را به ارزه در می آورد، ولی در هیچ یک از صحنه های این فیلم نتوانستم خودم را با یکی از کاراکترهای آن فیلم نزدیک ببینم. این به خاطر ضعف شخصیت پردازی در فیلم است. برای جذاب شدن فیلم از هر حربه ای استفاده شده است: به کار بردن موسیقی سنتی، پاپ ایرانی، موسیقی ایتالیایی، استفاده از ماشین کادیلاک برای نشان دادن صحنه گانگستری، استفاده از مواد مخد در داخل اتومبیل و هرچه بیشتر گانگستری نمودن آن، و ایجاد فضاهای سور رئالیستی آبکی (در دریا غرق شدن {مریلا زارعی}) و عشق او به بهرام رادان، هر یک به منسجم نبودن سناریوی فیلم بیشتر اشاره می کرد.
برای جوانان فیلم ساختن، درد جوانان را مطرح کردن، و برای آنها راه حلی پیدا کردن از اهداف اکثر فیلم سازان است. اما جوانهای ما، حتی آنهایی که پایشان به دانشگاه نرسیده است، عمیق تر از این شخصیتهای فیلم می اندیشند.
مسعود کیمیایی
نه باید دنبال سینما بگردی و نه تمام ویژگیهای آشنای آن. نه باید دنبال قصه بگردی و نه خط و بسط داستانی و چفت و بست. نه باید دنبال منطق تصویری بگردی و نه صحبتهای دراماتیک خاص. فقط باید دنبال کیمیایی بگردی، مسعود کیمیایی. اصلاً خیال کن سینما نمی روی فیلم ببینی. خیال کن می روی به جایی که *کیمیایی* ببینی. اینجوری مشکل حل است. حالا این که اصلاً این کیمیایی، مسعود کیمیایی، چقدر برایت جذاب باشد، چقدر به قول دوستمان، حامد، خط خطی هایش را بخواهی پی بگیری، چقدر هی تکرارش را هنوز مشتاق باشی، چیزیست جداگانه که عشق فراوان می طلبد و همدلی و همراهی و سودای نوستالژیکی که داشته باشی، که اگر نداشته باشی این ملاقات پرزرق و برق و پرهزینه را می توانی شانه بالا بیاندازی، اینکه یک قصه را از سر تا ته بی اندک تغییری برای بار چندم بشنوی، و حرفهای خال درشت از دهن آدمها و همه آن همه حکایت ها که فحش و فتراتش را به وفور در نشریات سینمایی و غیرسینمایی از پس هر نمایش تازه می توانی بخوانی.
اینکه هیچ کس نمی تواند بی اعتنا از دیدار هزار باره و تکراری و شعارآمیز بگذرد و شانه بالا بیندازد، اما، خود داستان دیگری است. یا باید دوستش داشته باشی یا چیزی، ناسزایی شده از دق دلت بگویی که جانت آرام بگیرد که این می شود شماره ویژه های داد و بیداد هر باره که چیزی چنین معوج و پُرایراد ارزش شماره ای به نیت فحش داشته باشد حتی.
اینها را می گویم که من گرچه بی حوصله که هر بار پاکشان به این دیدار تکراری می روم تا کیمیایی، مسعود کیمیایی، که دلم دیگر زیاد نه برای قیصر تنگ می شود و نه برای همه آدمهای آرمان زده اش و نه برای موسیقی آشنای او و ماشینها و کلاه شاپو به سرهایش و گفتار آدمهایش که زمانی بند دلم را پاره می کرد. زیاد دلم تنگ نمی شود و دلم هم نمی آید که بی خیالش بشوم. می روم با لب و لوچه آویزان اما کناردستی هایم که خیلی جوانترند و خیلی خیلی جوان و کلی فیلم خوب فرنگی دیده اند و موسیقی خوب فرنگی شنیده اند بادی هم به گردن دارند از دستشان بر آتش وقتی که جابه جای فیلم با صدای بلند می خندند و دست می اندازند و شیشکی می بندند دیوانه می شوم و آخر با تشری دوستانه آرامشان می کنم. که این همه که گفتم را مجاز خودم می دانم و آن همه نشریات لب به فحش و ناسزا که دست کم می دانیم و می دانند چه را فحش می دهند که می دانیم و می دانند. نه باید دنبال سینما بگردی، نه تمام ویژیگهای....
به این دوستان جوانم خیلی خیلی جوانم که معیارهای قیاسشان در هر چیز ناجور می زند و مع الفارغ است و قواره ای را با قامتی قیاس می کنند که نه از یک تیر و طایفه اند و نه از یک قد و بالا. اینجا که می رسم سینه سپر می کنم و حاضرم جلوی آنها که جوانند خیلی خیلی جوان و چند تایی شعار خال درشت تحویلشان بدهم و یکباره ببینم شبیه همانها هستم که آن بالا بود، روی پرده کیمیایی مسعود کیمیایی.
مسعود کیمیایی در مصاحبه با روز:
با اینها قاطی نشوید، خطرناکند
آرش مهدوی
۱۱ مهر ۱۳۸۴
مسعود کیمیایی با سربازهای جمعه وحکم، آدم های قدیمی اش را، در برابر نسل جوانی که رویکرد اداره مملکت دارد وانهاده است. او در مصاحبه با روز، از آدم های جدید، از زندگی در فاصله بازجویی ها و از گوگوش گفته است.
گفت و گو با مسعود کیمیایی را ازعشق که به دو فیلم اخیرش رنگ دیگری زده، آغاز می کنیم. او معتقد است از زمان سلطان شروع شده ولی بیشتر ربطش می دهد به جوان هایی که به فیلم هایش سرریز کرده اند: این عشق سیاه است. عشق جوان هایی که یک جوری شکست خورده اند. مثل دانشجویان. این نهضت های دانشجویی که شکست می خورند، عواقب خودشان را دارند. این بچه ها، باهوشند، وقتی شکست می خورند و ناامید می شوند، به خلاف کاران عادی جامعه نمی پیوندند.
و این جوانان شکست خورده، روح فیلم شما را دراختیار می گیرند. با عشق هایشان که به قول شما سیاه است و با کینه هایشان. و آدم های قبلی را از فیلم شما بیرون می کنند
بله. وقتی می گویید، می فهمم که درست است.
چی شد که این اتفاق افتاد؟
من یک زمانی فکر می کردم هرچیزی از یک فاعل فردی شروع می شود. یعنی فاعل فردی، تبدیل به فاعل فوق فردی می شود؛ و فاعل فوق فردی به فاعل اجتماعی می رسد. بعد دیدم این عقیده نمی تواند بدون پیوند به موضوع دیگری که حالا می گویم، خودش را جمع و جور کند. موضوع این است که در جامعه هم دیگر، فاعل طبقات، فقط یک طبقه نیست. تمام طبقات، فاعل های اجتماعی هستند. البته این فکر از قیصر با من بود، خیلی هم هم می گفتند این حرکت، فردی است، جنبش فردی و ...
البته آن موقع، حرکت ها هم فردی بود
همیشه همین طور است. یعنی هیچ وقت جمعیت با خودش قرار نمی گذارد که فردا برود فلان جا. حرکت ها همیشه در یک بافت فردی انجام می شود. تئوری هم از فرد می آید تا اجرا که به جمع می رسد. حالا در ایران هم فاعل فردی، در جامعه گسترش پیدا کرده، و اصلش هم افتاده بر دوش جوانان. یعنی این جوری نیست که من به جوان ها رویکرد داشته باشم، نه، جوان ها فاعل اجتماعی شده اند و قصد اداره مملکت را دارند. و اینها با واژگان خودشان و نگاه خودشان، وارد شده اند. آنها دیگر، مجموعه واژگانی دهه های سی، چهل و پنجاه را کنار گذاشته اند و دارند واژگان خودشان را می سازند. دارند به نسل های قبلی، زبان پیشنهاد می کنند...
و این زبان را به فیلم شما هم پیشنهاد کردند. منظورتان این است؟
بله. به نظر می رسد این جوری اتفاق افتاده.
و همراه خود مسائل خودشان را آوردند، از جمله عشق؟ حالا از همان نوع سیاه که می گویید؟
بله. البته در فیلم های آن دوران من هم، جوانان آن دوره حضور داشتند، منتها حالا دیگر تقابل با سن های دیگر در فیلم هایم تغییر کرده. یعنی دیگر این طور نیست که حتما باید خان دایی هم باشد....
بدون فرمون هم زندگی پیش می رود
بله. در سربازهای جمعه، آنها بدون گروهبان هم پیش می رفتند...
در واقع گروهبان، دنبال آنها آمد
بله
و به همین ترتیب، دیالوگ های شما رنگ دیگری گرفته....
بله، دیگر آن آدم هایی که جور خاصی حرف می زدند، وجود ندارند. ادبیات عوض شده، و برای دسترسی به این ادبیات باید بین جوان ها گشت. هر روز هم اصطلاحات تازه تری درست می کنند. همه چیز را کوتاه می کنند. به جای اینکه بگویند قاطی کرده است، می گویند:قاط زده. همین جوری مرتب کوتاه می شود...
زبان، اس.ام. اسی شده..
بله.
در حکم سراغ بازیگران قدیمی مثل عزت الله انتظامی هم رفته اید.
این فیلم به دلیل نقطه ای که برای رسیدن انتخاب کرده بود، الزاما با این سنین هم کار داشت. به هر حال به تدریج یک بخش سرمایه دار، از دولت و قدرت جدا شده، و فرهنگ خودش را هم ساخته است. کراواتش را می زند، نمازش را هم می خواند، و به هر جهت در خلوت، کار خودش را هم می کند. در ظاهر هم، باید، یک جور دیگر عمل کند... خب نقش اینها را شکیبایی و عزت الله انتظامی باید بازی کنند. اینها ممکن است پشت داشته باشند، ولی رضا معروفی [عزت الله انتظامی]خودش می گوید ما یک جایی دنیای مان بااینها قاطی شد. اما هنوز انقدر حرفش، در رو دارد که به جوان ها بگوید با اینها قاطی نشوید، اینها خطرناک هستند.
در این دو فیلم شعر هم زیاد خوانده می شود
به دلیل شاملو است. به هرجهت وقتی کوه شعر درمیان هست، و پسرش هم در فیلم هست، نمی شود بدون شعر زندگی کرد.
انتظامی در یک جایی از فیلم حکم می گوید: از سینما خیلی چیزها یاد گرفتم..
بله
واقعا خود شما از سینما خیلی چیز یادگرفتید؟
به هرجهت هر آنچه یاد گرفتم از سینما یاد گرفتم. یعنی چیزهایی را که از سینما یادگرفتم، همان چیزهایی که به سینما پس می دهم، آنها را از سینما گرفتم.ولی خرج خانه ام، و بچه ام را، و اینکه در سئوال و جواب ها چه بگویم، و در دادگاه ها چه کنم... اینها را از سینما یاد نگرفتم.
مگر شما سئوال و جواب می شوید؟ دادگاه می روید؟
برای همین فیلم سربازهای جمعه چندین جلسه به دادگاه های مختلف رفتم.
به چه اتهامی؟*
خود فیلم. فیلم و گذشته.
پرونده تان بسته شد؟ حکم دادند؟
نه، هنوز حکم ندادند.
مثل اینکه همه یک پرونده باز دارند
بله دیگر.
فیلم تان کوتاه شده؟
همه فیلم های من کوتاه شده. از تیغ و ابریشم که چهل دقیقه آن را درآوردند، تا سلطان که سی دقیقه کوتاه شد. بله. بیست دقیقه. هجده دقیقه.
وقتی فیلمی هجده دقیقه کوتاه می شود، جایش را با چه پر می کنید؟ با شعر؟
از یک جاهای دیگری در می آورم، می گذارم در فیلم. باید جاسازی کنی.
انتظامی در یک جا از فیلم می گوید وقتی زندگی را شروع می کنی، پایت را از روی گاز برندار
بله
شما در این سال ها پایتان را از روی گاز برداشته اید؟
فکر می کنم نه. یعنی فرصت نگاه کردن به عقب و اینکه دنبال تابلو بگردم را نداشته ام. فرصت پیدا نمی کنم خروجی ها را نگاه کنم که ببینم درست آمدم یا نه.
دلتان می خواست فرصت داشتید؟
به هر جهت که ندارم.
از گوگوش چه خبر؟ رابطه شما الان چطوریست؟
والله رابطه ایست که فاصله آن را تعیین کرده. خودم هم نمی دانم این رابطه الان چگونه است. چیزی که می دانم این است که برای خانم گوگوش خیلی احترام قائلم. خیلی دوستش دارم. خیلی یادش می کنم. ولی این اتفاق افتاده دیگر. او دور است، من دورم. نمی دانم بعد هم چه اتفاقی می افتد. فقط تا آنجایی که به من خبر می رسد، می دانم چه می خواند. تا آنجایی که به من خبر می رسد. متاسفانه در خبرها هم خیلی دروغ هست. همین ها که خبر می آورند و خبر می برند. دروغ زیاد می گویند. به هرجهت من یکی از دوره های خوب زندگیم، زندگی با گوگوش بوده است. او آدم بسیار خوبیست.
برچسب: بازیگر ایرانی مرد, نویسنده: مجتبی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1391 ساعت: 17:15

|
|
نام اصلی: امین
نام خانوادگی اصلی: تارخ
سمت (در بخش های): بازیگران،
......................................
تاریخ تولد: 1332
ملیت: ایران
......................................
مدرک تحصیلی: فارغ التحصیل مدیریت امور فرهنگی
روابط خانوادگی با دیگر هنرمندان
>> پری امیرحمزه (مادر زن)
>> منصوره شادمنش (زن)
>> مسعود کرامتی (باجناق)
>> فرخنده شادمنش (خواهر زن)
بیوگرافی
فارغ التحصیل هنرهای نمایشی در سال ١٣٥٦.
فوق لیسانس مدیریت امور فرهنگی در سال ١٣٦٤.
شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم مرگ یزدگرد (بهرام بیضایی) در سال ١٣٦١.
امین تارخ در شیراز متولد شد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در این شهر گذراند.
او در سال 1356 در رشته تئاتر دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران پذیرفته شد و در سال 1363 در رشته مدیریت امور فرهنگی دوره فوق لیسانس را گذراند.
او 25 سال سابقه فعالیت هنری در سینما، تئاتر و مجموعه های تلویزیونی دارد.
در جشنواره های تئاتر و فیلم به عنوان داور و در فستیوالهای فیلم مسکو، ژاپن و آلمان به عنوان میهمان شرکت داشته است.
در سال 1373 اولین آموزشگاه بازیگری سینما را در تهران تاسیس کرد و 6 نفر از فارغ التحصیلان این آموزشگاه به نامهای: حبیب رضایی، بیتا بادران، کامبیز کاشفی، غزل صارمی، مهتاب کرامتی و ترانه علیدوستی موفق به دریافت جایزه شدند.
امین تارخ در سال 1379 به استرالیا برای تدریس در دانشگاه فیلندرز و تبادل هنرجو از طرف پروفسور هالج دعوت شد.
تارخ در سال 1376 در هجدهمین جشنواره تئاتر فجر و در نوزدهمین جشنواره فیلم فجر نیز به عنوان داور شرکت داشت.
برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم مرد در پانزدهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم ماه و خورشید در سال ١٣٧٥.
بخشی از فیلم شناسی:
1385 رئیس ( مسعود کیمیایی ) [بازیگر]
1385 در جستجوی گوهر شب چراغ ( بهرام توکلی ) [بازیگر]
1385 پا برهنه در بهشت ( بهرام توکلی ) [بازیگر]
1383 رازها ( محمدرضا اعلامی ) [بازیگر]
1383 پرونده هاوانا ( علیرضا رییسیان ) [بازیگر]
1382 کودکانه ( مسعود کرامتی ) [تهیه کننده]
1377 عشق + 2 ( رضا کریمی ) [بازیگر]
1376 ساغر ( سیروس الوند ) [بازیگر]
1375 ماه و خورشید ( محمدحسین حقیقی ) [بازیگر]
1374 شیخ مفید ( فریبرز صالح سیروس مقدم ) [بازیگر]
1374 توطئه ( علی قوی تن ) [بازیگر]
1373 آرزوی بزرگ ( خسرو شجاعی ) [بازیگر]
1371 مجسمه ( ابراهیم وحیدزاده ) [بازیگر]
1371 سارا ( داریوش مهرجویی ) [بازیگر]
1371 آنها هیچکس را دوست ندارند ( جعفر سیمایی ) [بازیگر]
1370 شقایق ( مجید قاری زاده ) [بازیگر]
1370 دلشدگان ( علی حاتمی ) [بازیگر]
1368 مادر ( علی حاتمی ) [بازیگر]
1368 جستجوگر ( محمد متوسلانی ) [بازیگر]
1366 پرنده کوچک خوشبختی ( پوران درخشنده ) [بازیگر]
1366 پاییزان ( رسول صدرعاملی ) [بازیگر]
1366 بوعلی سینا ( کیهان رهگذار ) [بازیگر]
1366 سرب ( مسعود کیمیایی ) [بازیگر]
1364 چمدان ( جلال مقدم ) [بازیگر]
1361 مرگ یزدگرد ( بهرام بیضایی ) [بازیگر]
جوایز و انتخابها
>> برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (ماه و خورشید)
[ دوره 15 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1375 ]
................................................................
>> کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد (پرونده هاوانا)
[ دوره 24 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1384 ]
.................................................................
بیشترین همکاری های امین تارخ با:
>> عبدالله اسکندری (تهیه و تولید،فیلمنامه،چهره پردازی،) (در 7 فیلم ) ==>
>> بهرام دهقانی (تدوین،فیلمبرداری،فیلمنامه،کارگردانی،) (در 7 فیلم ) ==>
>> ایرج گل افشان (تدوین،عنوان بندی،) (در 7 فیلم ) ==>
>> محمود کلاری (بازیگران،صحنه و لباس،فیلمبرداری،فیلمنامه،کارگردانی،) (در 5 فیلم ) ==>
>> جلال معیریان (تدوین،چهره پردازی،) (در 5 فیلم ) ==>
>> مسعود بهنام (صدا،) (در 5 فیلم ) ==>
>> اسحاق خانزادی (صدا،موسیقی،) (در 5 فیلم ) ==>
>> داریوش ارجمند (بازیگران،صحنه و لباس،) (در 4 فیلم ) ==>
>> عزیز ساعتی (صحنه و لباس،عکس،فیلمبرداری،کارگردانی،چهره پردازی،) (در 4 فیلم ) ==>
>> محمدعلی کشاورز (بازیگران،) (در 4 فیلم ) ==>
>> حسن حسندوست (بازیگران،تدوین،صدا،) (در 3 فیلم ) ==>
>> جمیله شیخی (بازیگران،) (در 3 فیلم ) ==>
>> ایرج صفدری (بازیگران،جلوه های ویژه،صحنه و لباس،چهره پردازی،) (در 3 فیلم ) ==>
>> ناصر طهماسب (تدوین،دوبله،موسیقی،) (در 3 فیلم ) ==>
>> اکبر عبدی (بازیگران،دوبله،) (در 3 فیلم ) ==>
>> محمدرضا علیقلی (تهیه و تولید،موسیقی،) (در 3 فیلم ) ==>
>> ابراهیم غفوری (بازیگران،فیلمبرداری،) (در 3 فیلم ) ==>
>> جلال مقدم (بازیگران،) (در 3 فیلم ) ==>
>> مهوش وقاری (بازیگران،) (در 3 فیلم ) ==>
>> ایرج رامین فر (بازیگران،صحنه و لباس،) (در 3 فیلم ) ==>
>> مهرداد فخیمی (تهیه و تولید،فیلمبرداری،) (در 3 فیلم ) ==>
>> فریماه فرجامی (بازیگران،) (در 3 فیلم ) ==>
>> فتحعلی اویسی (بازیگران،فیلمنامه،کارگردانی،) (در 3 فیلم ) ==>
>> اکبر اصفهانی (بازیگران،عکس،) (در 3 فیلم ) ==>
>> محمد ابهری (بازیگران،) (در 3 فیلم ) ==>
>> رقیه چهره آزاد (بازیگران،) (در 3 فیلم ) ==>
>> غوغا بیات (بازیگران،عکس،) (در 3 فیلم ) ==>
>> روح الله امامی (تدوین،عنوان بندی،) (در 3 فیلم ) ==>
>> احمد بخشی (صحنه و لباس،کارگردانی،) (در 2 فیلم ) ==>
>> محمود بصیری (بازیگران،) (در 2 فیلم ) ==>
برچسب: بازیگر ایرانی مرد, نویسنده: مجتبی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1391 ساعت: 17:17
برچسب: بازیگر ایرانی زن, نویسنده: مجتبی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 14:07

برچسب: مصاحبه جالب, نویسنده: مجتبی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 14:10

تاریخ دقیق تولد : ۱۴ مهر ۱۳۵۹
بیمارستان محل تولد:بیمارستان رسالت
نام پدر:علی
بچه کدام محله:شهرک غرب
چندمین فرزند خانواده؟ اول
تعداد برادر ها؟ ندارد
تعداد خواهر ها؟ دو خواهر
بهترین درس دوران تحصیل؟ ریاضی
بدترین درس دوران تحصیل؟ عربی
رشته دبیرستان؟ ریاضی
معدل دیپلم؟ هجده
رشته دانشگاهی؟ مهندسی صنایع
وضعیت سربازی؟ معاف
وضعیت تاهل؟ مجرد
اولین حضور مقابل دوربین؟ سال ۸۶ در تله فیلم “تلخون”
بهترین اتفاق زندگی؟ ورود به بازیگری
بدترین اتفاق زندگی؟ ندارد
فیلم ساز محبوب ایرنی؟ ناصر تقوایی
فیلم ساز محبوب خارجی؟ مارتین اسکورسیزی
بهترین فیلم زندگی؟ صورت زخمی
بازیگر محبوب مرد ایرانی؟ حمید فرخ نژاد
بازیگر محبوب زن ایرانی؟ گوهر خیر اندیش
بازیگر محبوب مرد خارجی؟ آل پاچینو
بازیگز محبوب زن خارجی؟ مربل استریپ
بزرگترین ارزوی بازیگری؟ می خواهد ماندنی باشد
اخرین سفر داخلی؟ شمال نوروز ۸۸
اخرین سفر خارجی؟ دبی سال ۸۸
قد؟۱۷۸
وزن؟۷۶ کیلوگرم
بهترین همبازی؟ محمد مطیع در سریال ماه عسل
رنگ محبوب؟ سیاه و سفید
خواننده محبوب؟ علی خیری
اسم مردانه محبوب؟ فرهاد
اسم زنانه محبوب؟ نظر خاصی ندارد
فصل محبوب؟ بهار
ماه محبوب؟ مهر
محبوب ترین روز هفته؟ چهار شنبه ها
تیم محبوب؟؟؟؟ نظری ندارد
فوتبالیست محبوب؟ نظری ندارد
محل سکونت فعلی؟ زعفرانیه
شغل دیگر(جز بازیگری)؟ندارد
اتومبیل شخصی؟ قصد تغییرش را دارد
کمدین محبوب؟ جیم کری
تکیه کلام؟ شنبه صبح تشریف بیارین!
برچسب: بازیگر ایرانی مرد, نویسنده: مجتبی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 14:24

برچسب: بازیگر ایرانی مرد, نویسنده: مجتبی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 14:26

شهنام شهابی در سال ۱۳۶۱ در تهران متولد شد. وی فارغ التحصیل بازیگری و کارگردانی تئاتر از دانشگاه آزاد بوشهر می باشد. او کارگردان فیلم های کوتاه بوده و بازی در سینما را از سال ۱۳۷۳ با فیلم «شاخ گاو» به کارگردانی «کیانوش عیاری» آغاز کرده است.
بازیگر :
۱- سریال تاوان از شبکه سه ( ۱۳۸۹ )
۲ جنایت و جنحه (۱۳۸۴)
۳- بی تو تنهایم (۱۳۸۰)
۴ از کنار هم می گذریم (۱۳۷۹)
۵ ابراهیم (۱۳۷۵)
۶ تعطیلات تابستانی (۱۳۷۴)
۷ شاخ گاو (۱۳۷۴)
برچسب: کارگردان ایرانی, نویسنده: مجتبی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 14:31
بیوگرافی مایکل اسکوفیلد در فرار از زندان

نام اصلی:Wentworth Earl Mille
زمینه فعالیت: بازیگری
ملیت: آمریکایی بریتانیایی تبار
تولد: ۲ ژوئن 1972
محل تولد:چیپینگ نورتون / آکسفورد شایر انگلستان
قد:1.85
او متولد انگلیس و بزرگ شده بروکلین ایالت نیویورک آمریکا است. پدر میلر دو رگه آفریقایی و آمریکایی-جاماییکایی، بریتانیایی-آلمانی و یهودی و مادر اواز نژاد روسی،فرانسوی،هلندی-سوری و لبنانی است. مادر او "جوی ماری پالم"نام داشت ،او یک معلم کودکان استثنایى و پدرش «ونت ورث ارل میلر دوم» وکیل و معلم است. یک بازپرس بخش قضایی بود . او دو خواهر کوچکتر از خود به نامهای «گیلیان» و «لی» نیز دارد.
در بروکلین به دبیرستان «میدوود» رفت و به عضویت گروه تولیدات سالانه ی موسیقی «سینگ!» درآمد که در میدوود آغاز به کارکرده بود. در مقطع کارشناسی ادبیات انگلیسی از دانشگاه «پرینستون» فارغ التحصیل شد و در حین تحصیل در آنجا، به عضویت گروه «پرینستون تایگرتونز» و باشگاه «کوآدرانگل» درآمد.
میلر حرفه خود را با فیلم برداری آغاز کرد. بعد از به اتمام رساندن تحصیلاتش در رشته هنر از دانشگاه پرینستون انگلستان ، او در بهار سال 1995 به لس آنجلس سفر کرد تا حرفه ی هنر پیشگی را دنبال کند. او در توصیف راه پر پیچ و خمی که در مسیر ستاره شدن طی کرده، چنین می گوید: «راه درازی در پیش رو داشتم که با ناکامی، شکست و موانع بسیاری همراه بود؛ اما هرگز نتوانستم از آن دست بکشم. هنرپیشگی برای من به منزله ی هوا برای تنفس است. بنابراین کاری بود که باید انجام می دادم.»
فیلم شناسی:
۱۹۹۷: بوفی،قاتل خون آشام / Buffy the Vampire Slayer (سریال تلویزیونی)
۲۰۰۰: عامه پسند / Popular (سریال تلویزیونی)
۲۰۰۲: داینوتوپیا / Dinotopia (سریال تلویزیونی)
۲۰۰۳: ننگ بشری The Human Stain ۲۰۰۳
۲۰۰۵: زیر زمین / Underworld
۲۰۰۵: اعتراف / The Confessio (فیلم کوتاه)
۲۰۰۵: نهان / Stealth
۲۰۰۵: نجواگر روح / Ghost Whisperer (سریال تلویزیونی)
۲۰۰۹-۲۰۰۵: فرار از زندان / Prison Break (سریال تلویزیونی)
موزیک ویدئو:
۲۰۰۶: ماریا کری / It’s Like That) Mariah Carey)
۲۰۰۶: ماریا کری / We Belong Together) Mariah Carey)
نکات جزئی دیگر:
میلر به سگ ها و گربه ها و همچنین به برخی از میوه ها آلرژی دارد.
خالکوبی های مصنوعی او در سریال «فرار از زندان » ۴.۵ ساعت طول کشید تا روی بدن او کار شود.
در مجلات به عنوان 100 مرد زیبای جهان در سال 2007 از او نام برده شد.
او به مدت 4 ماه به سختی رژیم گرفت و ورزش کرد تا در نقش یک بوکسور ایفای نقش کند. و به خاطر اندام ورزیده ای که به دست آورده بود مورد تشویق " تونی موریسون" قرار گرفت.
میلر در دو ویدیو کلیپ از"ماریا کری " به نام های «اینطوریه » و «ما به هم تعلق داریم» به عنوان مهمان ایفای نقش کرد . همان کارگردان سریال «فرار از زندان» "برت رتنر" این دو ویدیو کلیپ را نیز ساخت.
یک خاطره......
یک خاطره از آخرین قسمت یک فصل از سریال فرار از زندان یادم میاد. زمانی که ما به سیستم لوله های زندان رسیده بودیم و در حال کندن یک تونل بودیم و باید به ساحل می رفتیم آنجا بود که من رو در رو "متیو فاکس " را ملاقات کردم که در حال بازی در سریال لاست بود و این اتفاق برای من خیلی جالب بود..!!
برچسب: بازیگر خارجی مرد, نویسنده: مجتبی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 14:29
سامی یوسف در ماه جولای ۱۹۸۰ از خانواده ای ایرانی آذری الاصل بدنیا آمد. اما او به همراه خانواده اش به انگلستان رفت و در آنجا نوجوانی و جوانی اش را سپری کرد. و ساکن لندن شد . او که از همان ابتدا به موسیقی علاقه داشت در ۱۸ سالگی به مدرسه موسیقی لندن رفت و در آنجا با تحصیلات آکادمیک موسیقی آشنا شد. او تا کنون ۲ آلبوم روانه بازار کرده به نامهای : المعلم و امت من و اولین کنسرت موسیقی اش را در مصر برپاکرد که بعد از استقبال وسیع از آن برنامه به کشورهای زیادی از جمله آلمان ترکیه هند و… برای اجرای برنامه دعوت شده …
او تا به حال با آمیختن موسیقی اصیل شرقی با نواهای کلاسیک غربی و اشعاری که اکثرا در وصف پیامبر اسلام و دین اسلام است مخاطبین بسیاری را جذب کرده و از ویژگی های دیگر کار های او این است که هم به زبان انگلیسی و هم عربی کارهایش را می خواند .
آموزش موسیقی را از سن کم توسط پدر ـ که موسیقیدان، نوازنده و شاعری مشهور بود ـ آغاز نمود و پس ازتسلط بر چند ساز، موسیقی را به صورت آکادمیک ابتدا در دانشگاه منچستر و سپس در معتبرترین مؤسسات موسیقی لندن و پس از دریافت بورس تحصیلی در 18 سالگی تحت نظر مشهورترین موسیقیدان های «مدرسه سلطنتی موسیقی لندن» فرا گرفته است. گرچه سامی از سه سالگی در لندن بزرگ شده اما ریشه های شرقی اش (او در یک خانواده ایرانی آذربایجانی الاصل به دنیا آمده است) در ساخت ملودی ها، آهنگ ها و نماهنگ هایش کاملاً مؤثر بوده است. هوش سرشار سامی و فهم عمیق او در تئوری موسیقی و نوازندگی، زمینه ای شد تا بتواند فرهنگ های مختلف موسیقی كلاسیك غربی تا موسیقی مقامی خاورمیانه اعم از عربی و ایرانی و صوفی)، تركی، آواز های فارسی، آذری، هندی و پاكستانی و حتی ملودی های افغانی را یاد بگیرد.
این جوان 26 ساله آذری ، در 23 سالگی (2003) آلبوم اول زیبایش، «المعلم» را به بازار های جهانی عرضه كرد که شکلی مدرن تر و بسیار جذاب تر از همان تواشیح خودمان است به زبان های انگلیسی و عربی. اهل فن می گویند که این آلبوم، انقلابی در اناشید انگلیسی بوده است. بعد از كت استیونس (یوسف اسلام)، خواننده مسلمان بریتانیایی، حالا نوبت به سامی یوسف رسیده است كه آواز های اسلامی اش به صدر جدول فروش آلبوم های اروپا و آمریكا برسد؛ فراموش نکنید که موسیقی پاپ در این کشور ها برای خودش بروبیایی دارد. بسیاری به محض اینكه صدای مسحورکننده اش را شنیدند به خریدن آلبوم هایش روی آوردند تا جایی كه تعداد فروش آن در روز اول به طور متوسط به 40 نسخه در هر فروشگاه رسید. یكی از معتبرترین روزنامه های اروپا در خصوص آلبوم او نوشته است «آثار این هنرمند به قدری زیباست كه قلب ها را تسخیر می كند». در كشور های عربی البته استقبال نسبتاً بیشتری نسبت به آلبوم سامی یوسف شد. درست همزمان با حلول ماه مبارك رمضان در یكی از كشور های عربی تعداد فروش متوسط آلبوم وی در هر فروشگاه به۷۵۰ نسخه رسید. سامی توانست در مدت یك سال تحول عظیمی در عالم موسیقی و سرود دینی ایجاد كند. اولین آلبومش جزو پرفروش ترین های خاورمیانه و اروپا شد. نماهنگ «المعلم» به مدت 21 هفته در مصر و 12 هفته در ترکیه در صدر جدول آلبوم های پر فروش بوده است.
در سال 2005 آلبوم عالی اش «امت من» را، در میان استقبال بی نظیر مردم، با مضامینی و اشعاری قوی و غالباً اجتماعی، آرمان گرایانه، معترض و عدالت خواهانه منتشر نمود. همین ویژگی است که سامی یوسف را از بسیاری از خواننده های مسلمان جهان ـ که متأسفانه تنها از اسلام یک دین سکولار شبهه مسیحی (مسیحیت تحریف شده منظور است) و نعوذ با… خدا و پیامبر را یک چهره لیبرال معرفی می کنند ـ متمایز می کند. اگر به نام آلبوم آخر ـ که آهنگ آغازینش در ابتدا ذکر شده بود ـ یا به نام مؤسسه سامی یوسف «Awaking» (به معنای بیداری) نیز دقت کنیم، شاید مفهوم «بیداری اسلامی» در ذهنمان تداعی شود.
برچسب: خواننده ی خارجی, نویسنده: مجتبی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 14:40
در سحرگاه روز 14 تیر ماه سال 1345 همزمان با میلاد پیامبر اكرم (ص) و امام جعفر صادق (ع) حوالی اذان صبح ، محمد مهدی واعظ اصفهانی در خیابان 17 شهریور ( میدان شهدا ) تهران به دنیا آمد . پدر ایشان اهل اصفهان بودند و مادر ایشان متولد تهران هستند اما بواسطه ایشان هم اصلیت اصفهانی دارند . از نوادگان وحید دستگردی (شاعر معروف) ، تك فرزند خانواده و متاهل هستند
مرحوم پدر ایشان وقتی زمزمه و صداهای محمد را شنیدند و تشخیص دادند كه می تواند بخواند سعی كردند با راهنمایی و سوق دادن وی به سمت قرآن كریم به خواندن وی شكل و جهت ببخشند
تحصیلات ابتدایی را در دبستان علوی به پایان برد و در مسابقات قرآن قبل از انقلاب در رده نوجوانان مقام كسب كرد . به خاطر كسب مقام در مسابقات قرآن قرار شد به كویت اعزام شود كه این سفر به خاطر مخالفت مادر لغو شد . از اوان کودکی قرائت قرآن کریم را به سه روایت نزد اساتید وقت آموخته و از شیوه های مختلف این فن به ویژه شیوه استاد "مصطفی اسماعیل" بهره مند شده است . تاکنون در محافل مهم بسیاری از حضور دکتر اصفهانی برای قرائت قرآن استفاده شده است
گفته های خانم زهرا شجاعی رئیس سازمان مشاركت زنان را از 12 بهمن سال 1357 بخوانید : « روزی كه قرار بود امام وارد ایران شود، دوازدهم بهمن، كمیته ای برای استقبال اولیه از ایشان در فرودگاه شكل گرفت. كمیته، نمایندگانی از اقشار مختلف مردم را برای حضور در سالن فرودگاه (سالنی كه در حال حاضر خراب شده است) انتخاب كرد. از میان دانشجویان نیز 150نفر انتخاب شدند، از هر دانشكده ای یك خانم و یك آقا. من هم به عنوان نماینده خانم دانشكده خودمان برای استقبـال انتخـــاب شـدم و مهندس علاقه مندان از میان آقایان ، دانشجویان و دانش آموزان چون از نظر سنی از همه كوچكتر بودند، به بالكن برده شدند، اتفاقاً بالكن مشرف به سالن بود. اول قرآن توسط دكتر محمد اصفهانی واعظی كه آن موقع 8 - 7 ساله بود[که البته ایشان آن موقع ۱۲ سال سن داشتند]، قرائت شد و بعد پیام دانشجویان. آنگاه سرود «خمینی ای امام » را دانشجویان و دانش آموزان اجرا كردند. بعد از استقرار امام نیز من به عنوان خبرنگار در اطراف محل اقامت امام حضور داشتم. فرم هایی به ما داده بودند كه هر اتفاقی در آن حوالی می افتاد، در آن فرم ها یادداشت می كردیم. یك شب هم به اتفاق چند دانشجو، توانستیم با امام ملاقات خصوصی داشته باشیم »
ایشان با رتبه 176 كنكور در رشته پزشكی در تهران مشغول تحصیل شدند و سر انجام در سال 1376 فارغ التحصیل در رشته دكترای پزشكی در طب عمومی شدند . محمد جوان بواسطه دایی خود كه اهل هنر و از علاقه مندان سرسخت موسیقی است به آقای شجریان معرفی شدند و ایشان گفتند كه صدای شما به درد آواز می خورد . بعدها با آقای فریدون شهبازیان آشنا شدند و ایشان محمد اصفهانی را به سمت موسیقی پاپ سوق دادند و اولین كار ایشان با نام فرصت بدرود با شعری از استاد دكتر قیصر امین پور و آهنگ محمد جوان و تنظیم استاد فریدون شهبازیان در سال 1376 از صدا و سیما پخش شد
مرحوم پدر ایشان هم صدای خیلی خوبی داشتند و نیز پزشك هم بودند و در زمان رژیم شاه جزو عناصر انقلابی به شمار می آمدند . پدر ایشان بارها و بارها زندانی شدند و فشار شكنجه های شدید را متحمل شدند و در سال 1359 و در زمانی كه محمد تنها 14 سال داشت به سبب شكنجه هایی كه در زندانهای شاه متحمل شدند سكته كرده و در گذشتند
« آوای فاخته » اولین سریالی بود كه تیتراژش را اصفهانی اجرا كرد
بابك بیات در مورد او گفت :« آهنگ آسیمه سر را آنقدر نگاه داشتم تا یك صدای مناسب اجرا پیدا كنم و خوشحالم كه این امانت را به صاحب اصلیش سپردم
مدرك رسمی غریق نجات از فدراسیون و اتفاقا خط بسیار خوشی دارند و چند سالی را هم در رادیو بواسطه شغلش نویسندگی كرد
یكی از بهترین خاطرات ایشان انصراف از طلاق زوجی بواسطه آهنگ حسرت بوده و دیگری هم مربوط به دوره كارورزی است : «در دوره كارورزی كه مشغول تحصیل پزشكی بودم آقایی كه سكته مغزی كرده بود را به بخش ما آوردند . من زیر نظر استادمان در بخش مغز و اعصاب كار می كردم . پزشكها امیدی به زنده ماندن این مرد نداشتند خانواده اش هم همینطور ، چون او در حالت بیهوشی بود . اما ایشان بعد از ده روز كه تحت مراقبتهای شدید ما قرار داشت با روند غیر عادی و معجزه آسایی بهبود یافت . آن روزی را كه خانواده اش در حال بردن او به خانه بودند هرگز فراموش نمی كنم ، این روز یكی از بهترین روزهای زندگی ام بود . دنیای پزشكی سرشار از این لحظه های شیرین است
در زمینه كارهای هنری فرد بسیار با وسواسی هستند به همین خاطر ترجیح می دهند كه كمتر كار كنند اما كار خوب به مردم عرضه كنند . نمونه بارز آن را می توان آلبوم بركت دانست كه پس از حدود 30 ماه بعد از آلبوم هفت سین به بازار آمد و به دست علاقه مندان رسید . آلبومهای النور ، گلچین ، حسرت ، فاصله ، تنهاترین سردار ، تنها ماندم ، ولایت عشق ، ماه غریبستان ، نون و دلقك ، هفت سین ، بركت ، جمعا 11 آلبومی هستند كه دكتر محمد اصفهانی تا به امروز به بازار عرضه كرده است . هم اكنون مشغول تهیه كارهای تصویری كنسرت های اصفهان و تهران با نام حضور 1 و حضور 2 است كه به زودی به بازار عرضه می گردد
و ... « واقعا نمی توانم نقش خانواده ام را در روند كاری ام نادیده بگیرم. اگر فرض را بر این بگذارم كه محمد اصفهانی یك فرد"موفق"است قطعا این موفقیت بدون حمایت و پشتیبانی خانواده میسر نیست. وسواس من به آلبوم اخیر و شاید همه كارهایم همواره افرادی را كه به نوعی با من سرو كار دارند آزار می دهد كه اینجا فقط می توانم بسیار تشكر كنم .... به كار هنری ام تعصب دارم و همواره تلاش می كنم تا ضعف هایم را كاهش دهم . »
و اما مطلب پایانی :
« دکتر محمد اصفهانی نه تنها یک خواننده و آهنگساز یگانه و بی همتاست بلکه الگوی شخصیتی ایده آلی برای نسل جوان بشمار می آید . مراجعه به یک بیوگرافی ساده و کوتاه از زندگی او این مطلب را اثبات می کند . اصفهانی صدای ماندگاری است که تا قرون دیگر هم نظیر آن ظهور نخواهد کرد . او از این موهبت الهی توانسته به بهترین شکل استفاده کند . فلسفه وجود و مضامین عارفانه را در قالب سمفونی عظیم موسیقایی و به نحو احسن ارائه کرده است . بطور مثال ضرب تنبکی که به آلات موسیقی غربی تبدیل میشود و در طول آن ملودی کاملا ایرانی حاکم است ترانه ای می شود که صدای هنرمند ما در آن طنین انداز شده و خانه دل را ویران می کند و اتفاقا خانه دل نام می گیرد و یا نوای تارهای قانون که آغازگر یک ملودی و ترانه عظیم و باشکوه میشود که ابرهای تار دل آدمی را کنار می زند تا آفتابهای مهربان ترانه ای ازلی را به شنونده یادآوری کنند و اتفاقا آفتاب مهربانی نام می گیرد . او دل شکوه گری دارد که شکوه می سازد و یا از شکایت هجران ، با تو می گوید . شب افروزی که دلواپسی هایم را با صدایش مرهم میگذارد . معصومیتی که از دست رفته را جز او و نوای او که می تواند بازگو کند که دلها باورکنند دلها را . فقط سوز نای سوزناکش می تواند به من و تو بفهماند که ماه غریبستان در چاه غم فریاد میزند تنهایی اش را و یادگار او برای من و تو همان فریاد است و پنجره هایی که برایمان رو به عالم بالا میگشاید . هنرمند دستت را می بوسیم و به یادت داغ از دل می زدائیم چرا که غمت از هرچه شادی دلگشاتر است . با صدای تو پرنده ای شدیم و شب تار را در نوردیدیم.
برچسب: خواننده ی ایران, نویسنده: مجتبی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 14:43
لی یانگ ائه در تاریخ 31 ژانویه 1971 در شهر سئول، پایتخت کره جنوبی بدنیا آمد. او دو برادر بزرگتر از خودش دارد که ظاهرا خیلی هم با هم صمیمی هستند. لی معروفترین هنرمند کره جنوبی بحساب می آید و طرفداران زیادی در کشورهای مختلف، مخصوصا در شرق و جنوب شرقی آسیا دارد.
زمانی که به عنوان مدل در تلویزیون ظاهر شد لقب بانوی اکسیژن را به او دادند. در سال های اخیر، او به عنوان یک دختر دوست داشتنی و به خاطر چهره فرشته گونه اش قلب بسیاری از طرفدارنش را تسخیر کرده است . محبوبیت او در کشورهای آسیای شرقی به خاطر ایفای نقش در درام محبوب کره ای (جواهری در قصر) در نقش یانگوم بسیار افزایش یافت.
بعد از این سریال لی یانگ آئه به خیلی از کشورها از جمله هنگ کنک، سنگاپور، تایوان، چین و ژاپن دعوت شد و از او قدردانی بعمل آمد.در چین مدرسه ای بعد از اهدای مدرک خلبانی به لی، نام خود را به مدرسه ابتدایی لی یانگ آئه تغییر داد .دومین خط هوایی کره جنوبی یعنی ایژیانا برای ترویج و تبلیخ این سریال چهار نقاشی از پرتره لی یانگ در سریال تهیه و در بدنه هواپیمایش به نمایش گذاشت .
او در زندگی نامه اش به نام " عهد لی یانگ" در سال 2006 راجع به این که چگونه بازیگر شده است صحبت کرد .
لی میگوید که همکاری اش با اندی لو در سال 1991 برای تبلیغ شکلات باعث ورود او به صحنه و کار بازیگری شد .
در سال 1995 لی تصمیم گرفت برای یادگیری اصول بازیگری به مدرسه حرفه ای برود . از آن پس او برنامه ایفای نقش در کاراکترهای مختلف را تغییر نداد . مانند کاراکترش در سریال جواهری در قصر ( یانگوم ) و بعد از آن نقش بسیار متفاوت در فیلم "همراهی با بانوی انتقام" .
او گفت چیزی که نمی خواهد هیچ وقت آن را از دست بدهد، بازی از ته قلبش است . لی جایزه بهترین بازیگر زن را از جشنواره فیلم اژدهای آبی در سال 2005 و Beaksang Art
Awards در سال 2006 برای فیلم "همراهی با بانوی انتقام"به دست آورد .
در سال 2006 قراردادی دو ساله با کمپانی LG که کمپانی کره ای محصولات الکترونیکی است انعقاد کرد که مدل تبلیغاتی برای تمام محصولات الکترونیکی LG باشد . ضمن بستن این قراردادها او تورهایی نیز در کشورهای آسیائی برگزار کرد.
لی در دانشگاه آنسان کره جنوبی به تحصیل پرداخت و سپس به آلمان رفت تا تحصیلات تکمیلی خود را در رشته زبان و ادبیات آلمانی به پایان ببرد. او به زبانهای انگلیسی و آلمانی تسلط دارد.ورزش مورد علاقه او شنا میباشد و به شبکه های تلوزیونی آلمان بسیار علاقه مند است. لی یانگ تا کنون دوبار تا مرز ازدواج پیش رفته است ولی هر دوبار پشیمان شد و اکنون مجرد است. او از طرفداران تیم ملی کره و تیم باشگاهی سوان سامسونگ است و در بازی کره و ترکیه در ورزشگاه حضور داشت و پس از شکست کره بسیار گریه کرد.
لی میگوید که به روز ولنتاین علاقه خاصی دارد و اولین شاخه گل را به خانواده اش هدیه میدهد. او لباسهای سنتی و محلی را دوست دارد و در خیلی از مهمانیها از این لباسها استفاده میکند. لی در زندگی واقعی خود به طبخ غذا علاقه دارد(مانند یانگوم).بسیار با سرعت رانندگی میکند و بسیار هم جریمه میشود. رنگ قرمز را دوست دارد و سعی میکند همیشه با لباسهای پوشیده در مجالس ظاهر شود.
اما در اینجا به سریال جواهری در قصر میپردازم که باعث محبوبیت لی یانگ آئه شد:
این سریال با نام "جواهري در قصر " با ترجمه انگلیسی " Jewel in the Palace " در برخی از کشورها از جمله ایران پخش شد ولی نام اصلی و كره اي آن " Dae Jang Geum" (یانگوم بزرگ) میباشد و در امریکا بنام The Great Jang-Geum نامگذاری و پخش شده است.
این سریال به کارگردانی Lee Byoung-hoon و با بازی بازیگرانی چون Lee Yeong-Ae و Na hong-ri و ji jin-Hee ساخته شد.
جواهری در قصر محصول سال 2004-2003 كشور كره جنوبي است و در رده بندي سايت IMDB داراي درجه 8.9 است. این درام آن قدر موفق بود که بسیاری از کشورها پس از پایان مجموعه، آن را دوباره به صورت خلاصه پخش کردند . در هنگ کنگ در زمان پخش قسمت آخر سریال نصف جمعیت هنگ کنگ در منزل بودند ، فقط برای تماشای این سریال! در کشور چین میلیونها بیننده داشت و طبق آماری که هر کشوری منتشر کرده یکی از پربیننده ترین سریالهای جهان در سالهای اخیر بوده است. همچنین موزیک متن و پایانی این سریال بسیار مورد استقبال قرار گرفته است.
خلاصه داستان یانگوم بزرگ از این قرار است:
داستان در حدود 500 سال قبل در زمان سلسله Chosun كه كره به نظام انعطاف ناپذير طبقاتي و ساختار اجتماعي مردانه خود مي باليد اتفاق مي افتد. "جواهري در قصر " داستاني واقعي در باره دختري افسانه اي(Jang-Geum) است كه به نخستين زن پزشك درباري زمان خود تبديل شد. بر مقام اجتماعي ضعيف خود به عنوان يك دختر سطح پايين در نظام اجتماعي مردانه و تبعيضات اجتماعي غلبه كرد و به مقام آشپز سلطنتي دست يافت و بعدها به پزشك درباري و پس از آن پزشك مخصوص شاه تبديل شد. او همچنين لقب مخصوص "یانگوم بزرگ"(The Great Jang-Geum) را از شاه دريافت كرد.
برچسب: بازیگر خارجی زن, نویسنده: مجتبی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 14:47
برچسب: رپر ایران, نویسنده: مجتبی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 14:49
بیوگرافی هیچکس تشکل صامت از آغاز سال 85 شروع بکار کرد و تا بحال ، اعضایی مانند پیشرو ، قاف ، ساتراپ ، نماینده ، روزبه قائم ، بیداد ، اشراق ، 7خط ، اژدر ، اوج ، قدر و .. را به عنوان اعضای اصلی معرفی کرده.
- نام و نام خانوادگی : سروش لشکری
- تاریخ تولد : 17 اردیبهشت 1364
- تاریخ شروع به خواندن : 1379
سروش لشکری ، ملقب به هیچکس کار خواندن رپ را از حدود 7 یا 8 سال پیش شروع کرد.
او بیشتر از 40 آهنگ رو خوانده و در حال حاضر 1 آلبوم ( که اولین آلبوم رپ فارسی میشه ) به نام جنگل آسفالت رو آماده کرده که سبک و نوع جدیدی به رپ فارسی داد و باعث پایداری ، رپ فارسی در بین ایرانیان و محبوب شدن این سبک در بین جوانان شد. همیشه سعی کرده کاری نو برای شنوندگان و طرفداران خود ارائه دهد. در حالی که هیچ وقت پشتوانه مالی نداشته است. به نظر او این بزرگترین مشکل خوانندگان زیرزمینی است.با این حال او هیچ وقت رپ کردن را کنار نگذاشته و همیشه دنبال پیشرفت بوده است.وقتی از هیچکس پرسیدیم چرا برای آلبوم خود اسم جنگل آسفالت را انتخاب کرده به ما جواب داد : شهر ما را به عنوان یک جنگل آسفالت میبیند و آلبوم جنگل آسفالت هم یک نمونه از چهره ی شهر من در باب شعر است.
هیچکس علاقه ی خاصی به بکار بردن ساز های ایرانی در آهنگ های خود است و معتقد است که ما چون در ایران هستیم باید اثرات خود را مطابق با فرهنگ ایرانی جمع کنیم.
در این میان مهدیار آقاجانی آهنگساز هیچکس نقش بسزایی دارد که با نواختن ساز های مختلف درون آهنگ هیچکس زیبایی دو چندان به کار میدهد.
هیچکس بجز کارهای خودش به فکر دیگران هم هست !
بوجود آورنده ی تشکل صامت که یکی از قوی ترین تشکل های هیپ - هیپ فارسی هستش ، هیچکس میباشد که در این تشکل به خوانندگان دیگر هم کمک میکند و وظیفه ی سنگینی بدوش میکشد تا بهترین کارها را به شنوندگان معرفی کند.
سروش هیچکس به آینده ی رپ فارسی خوشبین است و میگوید با کمک هم میتونیم سعی کنیم که رپ فارسی جهانی بشه و بتونه شهرت خاصی داشته باشه.
برچسب: رپر ایران, نویسنده: مجتبی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 14:52
تهی، ترانه هایش را سرشار از اشاره به "واقعیات تلخ اما خنده دار" زندگی می داند و بسیاری از نوجوانان امروزی، با ضرباهنگ همین کنایه های تلخ و طنزآگین است که می خندند و می رقصند.
از دیدگاه تهی ، "معضلات و مشکلات" هر آنچه که باشند ، از پیش و پا افتاده ترینشان همچون شکست های عشقی تا معضلات جدی تر همچون "فقر و بیکاری" می توانند از طریق ریتم های شاد موسیقی هیپ هاپ، با "اثر گذاری بیشتری" بازگو شوند.
اما توجه تهی به زندگی امروزی و مشکلات آن، او را نسبت به سنتها و رسمهای قدیمی بی توجه نکرده است، دست کم این چیزی است که خود با شوخی و کنایه می گوید. او درباره دلبستگی اش به نوروز باستانی، با همان طنز همیشگی اش گفت: "من با نوروز خیلی صمیمی ام. اصلا دست می اندازم گردنش با هم بیرون می رویم و حال می کنیم."
عیدی ما از سفره هفت سین به تهی، تخم مرغ رنگی بود. اما او انگار امید دارد که آهنگهایش، هرچند هنوز زیرزمینی هستند و در بازار رسمی و کلان موسیقی جا نگرفته اند، روزی به "مرغ تخم طلا"ی او بدل شوند.
او با اشاره ای کنایه آمیز به این تخم مرغ رنگی گفت: "امیدوارم سال آینده آنقدر پول داشته باشم که به جای اینکه تخم مرغ رنگی عیدی بگیرم، تخم مرغ طلا عیدی بدهم."

برچسب: رپر ایران, نویسنده: مجتبی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 14:53
|
ولد: 9 ژوئن 1981 در اورشلیم نام: ناتالی هرشلگ نام مستعار: نات قد: 1/60 متر |
|
ناتالی پورتمن تک فرزند پدری پزشک اهل اسرائیل و مادری بازیگر از سین سیناتی اوهایو در 9 ژوئن 1981 در اورشلیم اسرائیل به دنیا آمد. زمانیکه او هنوز بچه بود به واشنگتن دی سی آمدند. بعد از چند مهاجرت دیگر خانواده ی او سرانجام ساکن نیویورک جاییکه او هم اکنون هم در آن زندگی می کند، شدند. او با موفقیت فارغ التحصیل شد و موفقیت هایش باعث شد تا بتواند در دانشگاه هاروارد پذیرفته شود.

زمانیکه 11 سال داشت در یک پیتزا فروشی استعدادش را کشف کردند و به او پیشنهاد مدل شدن دادند اما او تصمیم گرفت تا بازیگری را دنبال کند. او اجراهای زنده ی زیادی داشت اما اولین بازی درخشانش در فیلم لئون(قاتل حرفه ای) در سال 1994 بود. بعد از آن او در چند فیلم دیگر هم مثل Heat(سال 95)، دختران زیبا(سال 96) و حمله ی مریخی ها(سال 96) ظاهر شد.
در سال 99 بود که با ایفای نقش ملکه آمیدالا درPhantom Menace، اپیزود ابتدایی جنگ های ستاره ای که فروشی بالغ بر 431 میلیون دلار داشت، به شهرت جهانی دست یافت. بعد از آن او در دو کمدی درام برجسته به نام های: هرکجا غیر از اینجا و قلب کجاست در سال های 99 و 2000 و همینطور در فیلم نزدیکتر در سال 2004 که بخاطر آن نامزد جایزه اسکار شد هم ایفای نقش کرد.

در 4 مارس 2004 در یک SNL به همراه مهمان موزیک برنامه،فال اوت بوی و دنیس هیسبرت حضور یافت. و در یک فیلم کوتاه SNL در نقش یک گانگستر رپر عصبانی به همراه اندی سامبرگ با لباس وایکینگی در نقش همراهش ظاهر شد.
در اوایل سال 2006 V for Vendetta کلید خورد. او در این فیلم نقش اوی هاموند زن جوانی را داشت که شخصیت اصلی داستان «وی» او را از دست پلیس مخفی نجات می دهد. او برای این نقش موهایش را تراشید و همینطور برای یادگیری صحبت با لهجه ی انگلیسی با یک کارشناس تلفظ کار می کرد.
ناتالي می گوید که فیلم مضمون بد یا خوب واضحی نداشت و به نظرات مخاطبین احترام گذاشته بود. هر دو فیلم ارواح گویا و منطقه ی آزاد در سال 2006 به طور محدودی پخش شد.
در آوریل 2006 فیلمبرداری فیلم کودکانه ی Mr. Magorium's Wonder Emporium آغاز شد و در نوامبر 2007 بروی پرده رفت. پورتمن راجع به این فیلم می گوید که دوست داشته در فیلم های کودکانه بازی کند. در اواخر 2006 هم در فیلم The Other Boleyn Girl در نقش آن بولین به همرا ه اسکارلت یوهانسون و اریک بانا به ایفای نقش پرداخت.
در همان سال به خاطر ایفای نقش لسلی قمارباز در فیلم My Blueberry Nights به کارگردانی ونگ کاروای مورد تحسین قرار گرفت چراکه اولین باری بود که نقش یک شاهزاده ی کوچک و یا یک نوجوان بی خانمان را بازی نمی کرد و در نقش یک زن بالغ ظاهر می شد.
او در فیلم درام برادرها که بازساختی از فیلمی دانمارکی به همین نام بود در نقش مقابل توبی مگ گوایر و جیک گیلن هال به ایفای نقش پرداخت.
در ماه می سال 2008، پورتمن جوانترین عضو شصت و یکمین جشنواره ی کن شناخته شد.
خواندنی های دیگر
در 29 ژوئن سال 99 از دبیرستان سایوست نیویورک فارغ التحصیل شد .
از هشت سالگی رژیم سبزی خواری دارد.
از 4 سالگی آموزش رقص دیده است.
به گفته ی خودش ریاضی درس مورد علاقه اش بوده چراکه همواره جوابی دارد.
به زبان های انگلیسی وهبرو (زبان مادریش) مسلط است و همچنین با مکالمات فرانسوی، آلمانی، ژاپنی و اسپانیایی هم آشنایی دارد.
مجلات کوئین، هارپرز و دیوید لترمن می گویند او آدری هپ برن جدید است.
برچسب: بازیگر خارجی زن, نویسنده: مجتبی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 14:57
/
جنیفر لوپز در میامی
جنیفر لوپز در میامی
اطلاعات هنرمند
نام اصلی جنیفر لین لوپز
نام مستعار جی لو
زادروز ۲۴ ژوئیهٔ ۱۹۶۹ (۴۲ سال)، نیویورک
اهل کشور آمریکایی
سبک ها موسیقی پاپ-ریتم و بلوز
کار(ها) خواننده و بازیگر
مدت کار ۱۹۸۷ تا کنون
وب گا
ه وب گاه رسمی
Je
ifer Lopez Signature.png
جنیفر لین لوپز (به انگلیسی: Jeifer Ly Lopez) با نام مستعار جِی لو (به انگلیسی: J. Lo) زاده ۲۴ ژوئیه ۱۹۶۹ خواننده، بازیگر، رقصنده، تهیه کننده موسیقی، تهیه کننده تلویزیونی و طراح مد پورتوریکویی تبار اهل آمریکاست. جنیفر لوپز توسط مجله اقتصادی آمریکایی فوربز عنوان ثروتمندترین بازیگر لاتین تبار اهل هالیوود را به خود اختصاص داد. جنیفر لوپز در فهرست ۱۰۰ شخص پرنفوذ و اثرگذار آمریکایی لاتین تبار، توسط مجله پیپل اِن اسپانول به عنوان نفر نخست برگزیده شد.
او تا به حال با توجه به شهرت و محبوبیتش به عنوان یک ستاره برتر هنری در آگهی های پولساز نظیر تبلیغ ادکلن و مدهای گوناگون شرکت کرده و سودهای هنگفتی را به دست آورده است. علاوه بر آن او به عنوان یک حامی حقوق بشر و همچنین در رابطه با واکسیناسیون اطفال در بیمارستان کودکان لس آنجلس فعال بوده است. جنیفر لوپز کار شغلی خود را به عنوان رقصنده با بازی در مجموعه طنز تلویزیونی لیوینگ کالرآغاز کرد. پس از آن با ظهور در فیلم هیجانی و اکشن قطار پول در سال ۱۹۹۵ به سر زبان ها افتاد.
نخستین فیلمی که او به عنوان یک بازیگر کلیدی، ایفای نقش کرد فیلم با ژانر زندگینامه به نام سلنا بود که به سال ۱۹۹۷ ساخته شد، در این فیلم جنیفر لوپز به عنوان یک بازیگر برجسته و متمایز موفق شد جایزه آلمارا دریافت کند. فیلم خارج از دید به سال ۱۹۹۸ فیلمی بود که او توانست دومین جایزه آلما را به خاطر نقش آفرینی در آن کسب نماید. پس از آن در فیلم های طنز برنامه ریز ازدواجخدمتکاری در منهتنمایلید برقصیم؟ و مادرشوهر هیولابه ترتیب در سال های ۲۰۰۱، ۲۰۰۲، ۲۰۰۴، ۲۰۰۵ نقش آفرینی باکرد. فیلم های مایلید برقصیم؟ و مادرشوهر هیولا برای جنیفر لوپز از لحاظ اقتصادی دستاوردی بزرگ محسوب می شدند.
در سال ۱۹۹۹ لوپز به عنوان نخستین کار، آلبوم آن دِ سیکسرا روانه بازار موسیقی کرد. که تک آهنگ برتر و مشهور «اگر تو عشق من را داشته باشی را در بر داشت. دومین آلبوم استودیویی جنیفر لوپز با نام J.Lo در سال ۲۰۰۱ با فروش هشت میلیون نسخه در کل دنیا، یک دستاورد بزرگ مالی برای او محسوب می شد. آلبوم J To Tha L-O! The Remixes نیز در سال ۲۰۰۲ دومین آلبوم پیاپی جنیفر بود که در صدر فهرست ۲۰۰ آلبوم برتر موسیقی آمریکا قرار گرفت. سومین و چهارمین آلبوم استودیویی این ستاره آمریکایی موسوم به این منم... خوب حالادر ۱۹ نوامبر ۲۰۰۲ و میلادی دوبارهدر اول مارس ۲۰۰۵ ردیف شماره ۲ فهرست بیلبورد ۲۰۰ را به خود اختصاص دادند. در سال ۲۰۰۷ او نخستین آلبوم تمام اسپانیایی زبانش به نام آنطور که یک زن دل می بازدرا روانه بازار کرد، او همچنین در ششم اکتبر همان سال پنجمین آلبوم انگلیسی و در مجموع ششمین آلبوم خود را با نام شجاع در دسترس هواداران خود قرار داد. او در سال ۲۰۰۳ برنده جایزه «American Music Award for Favorite pop/rock female Artist» که مخصوص خوانندگان زن در سبک پاپ و راک بود، گردید و همچنین در سال ۲۰۰۷ جایزه «American Music Award for Favorite Latin Artist»، که مخصوص هنرمندان لاتین تبار می باشد را از آن خود کرد. با توجه به آخرین آمار، جنیفر لوپز بیشتر از ۲۵ میلیون نسخه از آلبوم های خود را در تمام دنیا فروخته است. در مسابقه تلویزیونی آمریکن آیدل که مربوط به کشف استعدادهای درخشان در زمینه تک خوانی است، جنیفر لوپز در هیئت داوران فعال می باشد. در کانال سی بی اس جنیفر به عنوان نخستین مهمان برنامه «گفتگو
شرکت کرد.جنیفر لوپز متولد و بزرگ شده محله کَسل هیل در همسایگی برونکس واقع در نیویورک است. مادرش مربی مهدکودک و پدرش متخصص رایانه هر دو پورتوریکویی تبار و کاتولیک مذهب، زاده شهر پونسی در جنوب پورتوریکو می باشند. جنیفر لوپز دو خواهر به نام های لیندا و لسلی دارد که از میان آنها لیندا دارای شغل روزنامه نگاری است. او تحصیلات مقدماتی خود را در مدارس و دبیرستان کاتولیک در برونکس به پایان رساند. از ۱۹ سالگی به شکلی خودآموز به رقص و آوازخوانی پرداخت. در هنگام تحصیل در دانشگاه جنیفر در کنار رقص در باشگاه شبانه منهتن به عنوان شغل پاره وقت در دفترخانه ای مشغول به کار شد.در سال ۱۹۹۹ نشریات انگلیسی و آمریکایی اعلام کردند که جنیفر اعضای مختلف بدن خود را در مجموع به ارزش یک میلیارد دلار بیمه کرده است. این نشریات مبلغ بیمهٔ پستان او را ۲۰۰ میلیون دلار، پا و باسن را ۳۰۰ میلیون دلار و مو را ۵۰ میلیون دلار اعلام کردند. لوپز نیز در بیانیه ای این گزارش ها را خنده دار توصیف کرد.در مورد روابط خصوصی جنیفر لوپز با مردان، رسانه ها تمرکز خاصی دارند. او تاکنون روابط نسبتا گرمی با شان کامز، کریس جود، بن افلک و مارک آنتونی داشته است. در سال ۱۹۸۴ در سن ۱۵ سالگی (دوران دبیرستان) و هنگامی که او کم کم داشت به یک ستاره تبدیل می شد، او با دیوید کروز روابط دوستانه داشت. در سال ۱۹۹۴ جنیفر لوپز پس از ۱۰ سال رابطه تنگاتنگ با دیوید کروز، به روابط دوستانه اش پایان داد. جنیفر لوپز در سال ۲۰۰۴ گفت:
« دیوید کروز دوستی است که احتمالا من را بهتر از هر کس دیگری می شناسد »
اولین ازدواج لوپز با اوجانی نوآ در ۲۲ فوریه ۱۹۹۷ بود. لوپز نوآ را اولین بار هنگامی که نوآ به عنوان خدمتکار در رستورانی در میامی کار می کرد ملاقات کرد. این دو در ژانویه ۱۹۹۸ از هم طلاق گرفتند. بعدا لوپز نوآ را به عنوان مدیر رستورانش در آپریل ۲۰۰۲ استخدام کرد. اما نوآ در اکتبر همان سال اخراج شد. بعد از آن نوآ از جنیفر به دادگاه شکایت کرد اما این دو به طور محرمانه با هم سازش کردند. در آپریل ۲۰۰۶، لوپز از نوآ شکایت کرد تا مانع انتشار کتابی شود که نوآ در آن جزئیات ازدواج و زندگی خصوصی اش با جنیفر را نوشته بود نیازمند
لوپز حدود دو سال و نیم با خواننده هیپ-هاپ، شان کامز رابطه داشت. در ۲۷ دسامبر ۱۹۹۹، لوپز و کامز در نایت کلابی در منهتن بودند که بین همراهان کامز و گروهی دیگر درگیری پیش آمد و یک نفر شلیک کرد. لوپز و کامز با ماشین از آنجا دور شدند ولی توسط پلیس متوقف شدندو یک اسلحه روی صندلی ماشین آن ها پیدا شد. کامز متهم به حمل اسلحه شد؛ در همین حال علاوه بر استرس پیش از محاکمه پی گیری موضوع توسط مطبوعات مشکل را دوچندان می کرد، و لوپز یک سال بعد به جریاناتش با کامز پایان داد، در طی دادخواست در ۲۰۰۸ وکیل مدافعه گفت که لوپز در این پرونده هیچ نقشی نداشته است
دومین ازدواج او با یکی از رقصنده هایش به نام کریس جود بود. جنیفر اولین بار با جود هنگام فیلمبرداری موزیک ویدئو "Love Don't Cost a Thing" آشنا شد. این دو در ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۱ در خانه ای در حومه لوس آنجلس ازدواج کردند. جنیفر و جود در ژوئن ۲۰۰۲ به رابطه شان پایان دادند و سرانجام با ورود بن افلک در ژانویه ۲۰۰۳ به طور رسمی از هم طلاق گرفتند.[نیازمند مدرک]
رابطهٔ او با بن افلک بازیگر سرشناس هالیوودی مورد توجه رسانه ها قرار گرفت به طوری که پاپارازی ها این زوج را بنیفر می نامیدند. جنیفر خبر نامزدی اش با بن را در نوامبر ۲۰۰۲ اعلام کرد. بن افلک حلقه ای ۱٫۲ میلیون دلاری به جنیفر داد. جنیفر در یک مصاحبه قول داد که به زودی با بن افلک ازدواج کند و تشکیل خانواده دهد. این دو تاریخ ازدواجشان را ۱۴ سپتامبر ۲۰۰۳ در سانتا باربارا اعلام کردند. اما چند ساعت قبل از برگزاری مراسم خبر به هم خوردن نامزدی جنیفر و بن منتشر شد و این مراسم به هم خورد. این دو سرانجام در ژانویه ۲۰۰۴ از هم جدا شدند. جنیفر و بن در چند فیلم در کنار هم بازی کردند از جمله: Gigli ، Jersey Girl . بن در موزیک ویدئو جنیفر به نام "Jey from the Block" نیز ظاهر شد.[نیازمند مدرک]
کمتر از دو ماه بعد از جدایی جنیفر و بن، جنیفر با مارک آنتونی آشنا شد. البته جنیفر و مارک در دهه ۹۰دوستی کوتاهی داشتند (قبل از اینکه جنیفر ازدواج کند). این دو در اوایل ۲۰۰۴ آهنگی را برای فیلم "Shall We Dance?" که جنیفر در آن بازی کرده بود، با هم ضبط کردند. در اکتبر ۲۰۰۳، مارک آنتونی از دختر شایسته جهان، دایانارا تورس طلاق گرفت (برای دومین بار). آنها ۲ فرزند نیز داشتند. جنیفر و مارک در ژوئن ۲۰۰۴ در مراسم کاملا خصوصی ازدواج کردند. دختر مارک آنتونی، آرایانا در آخر موزیک ویدئو "Get Right" به عنوان خواهر کوچکتر جنیفر ظاهر شد. در نوامبر ۲۰۰۷، هنگامی که جنیفر برای آخرین بار در تور "En Concierto" روی صحنه رفت اعلام کرد که باردار است. البته پدر جنیفر بعداً اصلاح کرد که جنیفر قرار است صاحب دوقلو شود. و جنیفر در ۲۲ فوریه ۲۰۰۸ صاحب یک دختر و یک پسر شد. لوپز با دریافت مبلغ ۶ میلیون دلار اجازه داد تا عکس او و دوقلوهایش در مجله پیپل چاپ شود. سرانجام در ۱۵ جولای ۲۰۱۱ بعد از ۷سال زندگی مشترک، جنیفر و مارک آنتونی از هم جدا شدند.[نیازمند مدرک]
فیلم ها
جنیفر لوپز تاکنون در فیلم های دختر کوچک من (۱۹۸۷)، خانواده من (۱۹۹۵)، قطار پول (۱۹۹۵)، جک (۱۹۹۶)، خون و شراب (۱۹۹۶)، سلنا (۱۹۹۷)، آناکوندا (فیلم) (۱۹۹۷)، دور کامل (۱۹۹۷)، خارج از دید (۱۹۹۸)، مورچه ها (۱۹۹۸)، سلول (۲۰۰۰)، طراح مراسم ازدواج(۲۰۰۱)، چشم فرشته ای (۲۰۰۱)، کافی (۲۰۰۲)، خدمتکاری در منهتن (۲۰۰۲)، گیگلی (۲۰۰۳)، دختر جرسی (۲۰۰۴)، مایل هستید برقصیم؟(۲۰۰۴)، مادرشوهر هیولا (۲۰۰۵)، یک زندگی ناتمام (۲۰۰۵) و نقشه وارونه(۲۰۱۰) ایفای نقش کرده است.
آلبومها
On The 6 - ۱۹۹۹
J.Lo - ۲۰۰۱
J To Tha L-O! The Remixes - ۲۰۰۲
This Is Me... Then - ۲۰۰۲
Rebirth - ۲۰۰۵
Como Ama Una Mujer - ۲۰۰۷
Brave - ۲۰۰۷
۲۰۱۱ - Love
تک آهنگ ها
روی زمین، اگر تو عشق من باشی و احساس خیلی خوبی دارم از تک آهنگهای معروف او هستند.
برچسب: بازیگر خارجی زن و خواننده, نویسنده: مجتبی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 15:02
بیوگرافی آناهیتا همتی

برچسب: بازیگر ایرانی زن, نویسنده: مجتبی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 15:06
بیوگرافی جمشید هاشم پور

برچسب: بازیگر ایرانی مرد, نویسنده: مجتبی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 15:07